جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۴ شنبه ۱۲ بهمن


 
  • پیام خطاب به حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی«مدّظلّه‌العالی»
  • پیام در پی وقایع تلخ اخیر و حضور آگاهانۀ ملّت بزرگ ایران در برابر دشمنان
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ شانزدهم: حرکت انسان در صراط مستقیم
  • پیام به نشست علمیِ بازشناخت و نکوداشت علّامه میر حامدحسین هندی
  • پیام در پی درگذشت عالم وارسته مرحوم حجةالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ عبدالجواد عبداللّهی
  • پیام به مراسم بزرگداشت پنجاهمین سالگردارتحال فقیه مهاجرالی‌الله آیة‌الله العظمی میرسیّدعلی بهبهانی - اهواز
  • پیام به کنگرۀ بین‌المللی نهج‌البلاغه و حکمرانی علوی
  • پیام به همایش بزرگداشت آیت الله العظمی سیّد ابوالقاسم دهکردی
  • پیام به یادوارۀ 86 شهید محلّۀ بهارانچی اصفهان و رونمایی از کتاب ستارگان بهشت

  • -->

    شرح دعاي سحر- فراز شانزدهم

    «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ»

    شرح عرفانی‏

    بنده وقتی به عالم جبروت، عالم اسما و صفات و به ذات مقدس خدا توجه كند، می‏گويد:

    «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ»

    خدايا! به در خانه‌‏ات آمده‏ام، نظرم به شرافت توست. ای خدا! تو را به شريف‏ترين شرافت‏‌هايت و به ذات مقدّست كه منبع هر خيری است، و به وجود مقدست كه همه خيرها از آنجا سرچشمه می‏گيرد، قسم می‏دهم.

    بنده وقتی به عينيت اسما و صفات، توجه كند، می‏گويد:

    «وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ»

    خدايا! همه شرافت‏‌های تو شريف است. ای خدا! به در خانه‌‏ات آمده‏‌ام، و تو را به همه شرافت‏‌هايت قسم می‏دهم؛ يعنی خدايا! به در خانه‌‏ات آمده‏‌ام، و تو را به ذات مقدست كه منبع هر خيری است قسم می‏دهم.

    از سوی دیگر، وقتی بنده به عالم كثرت، «كن رحمانی» و عالم وجود بيايد و تكثر را ببيند، مشاهده می‏كند كه حقيقت محمدی$ اشرف همۀ موجودات است، لذا می‏گويد:

    «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ»

    خدايا! به در خانه‏‌ات آمده‏ام، نظرم به شرافت توست، و تو را به شريف‏ترين شرافت‏‌هايت، يعنی وجود مبارک پيغمبر اكرم$ قسم می‏دهم.

    عارف در اين نظر ممكن است بساطت فيض را ببيند و اينكه فيض مقدس معدن هر خير و شرافتی است، و افاضۀ حق به عالم هستی، سرمنشأ هروجودی است، و وجود خود، خير محض است؛ از اين رو می‏گويد:

    «وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ»

    خدايا! همۀ شرافت‏‌هايت شريف‏اند و فيض تو مقدس، و افاضۀ تو شريف است. خدايا! به در خانه‏ات آمده‏ام و تو را به افاضه و سعۀ رحمتت قسم می‏دهم.

    درس ولايی‏

    عارف اگر با توسل، به درگاه الهی برود و به اهل‏بيت( نظر داشته باشد؛ آن اهل بيتی كه در مقامشان می‏خوانيم:

    «إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ‏ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ»1

    شما اهل‌بيت، معدن شرافت هستید و از هر خيری كه سخن به ميان آيد، اول، اصل، فرع، معدن و مأوايش شمایید.

    با این توجه، اين جمله را می‌گويد:

    «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ شَرَفِكَ بِأَشْرَفِهِ»

    خدايا! به در خانه‏‌ات آمده‏ام، نظرم به پيغمبر و آل اوست، تو را به شريف‌‏ترين آن‏ها، يعنی به پيغمبر اكرم$ قسم می‏دهم.

    پس از این، ناگاه او توجه پیدا می‌كند كه همه آن‏ها يک نورند؛ همۀ آن‏ها معدن فضيلت، علم و كلمات اللَّه‏اند: «كُلَّهُم نورٌ واحِد»؛ لذا در اين نظر می‏گويد:

    «وَ كُلُّ شَرَفِكَ شَرِيفٌ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِشَرَفِكَ كُلِّهِ»

    خدايا! اهل‏بيت عصمت و طهارت، همگی شريف و معدن فضيلت‌اند. ای خدا! به در خانه‏ات آمده‏ام و از تو سؤال می‏كنم و تو را به اهل‏بيت كه معدن شرافت هستند، قسم می‏دهم.

    تذكر اخلاقی‏

    انسان به واسطۀ عوامل و ویژگی‌هایی، از ديگران امتياز پيدا می‏كند؛ به‌عنوان مثال، «علم»، انسان را شريف می‏كند؛ بنابراين قرآن می‏فرمايد:

    «يَرْفَعِ‏ اللَّهُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ»2

    پروردگار عالم، مؤمنان و كسانی را كه علم دارند، ممتاز قرار داده و درجات بسیاری به آن‏ها افاضه كرده است.

    عالِم، به واسطۀ علم، ممتاز است و در صورتی شرافت دارد كه ديگران از علمش استفاده كنند، زيرا در روايات داريم كه اگر غير از اين باشد، مورد لعن خداست:

    «إِذَا ظَهَرَتِ‏ الْبِدَعُ‏ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ»3

    این روایت، از پيغمبر اکرم$ نقل شده است كه فرمودند: هر گاه در امت من، بدعت‏ها پديد آمد، پس بر عالم، واجب است كه دانش خويش را آشكار كند وگرنه لعنت خداوند بر او باد.

    متمكّن به شرطی در نظر مردم شريف است كه تمكّنش را به اندازۀ سعه و توانش، در رفاه و آسايش مردم به كار اندازد، و از نظر قلم، قدم و مال، هميشه به فكر ديگران باشد. متمكن اگر متموّل و خاضع باشد، شريف است، و اگر قدرتی یا تمكّنی باشد كه با آن تمكن، خدمتی به جامعه بكند از نظر اسلام، شريف خواهد بود. قرآن کریم دربارۀ كسانی‏ كه مال و قدرت و تمکّن دارند ولی در راه درست صرف نمی‏كنند، می‏فرمايد:

    «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ ، الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ ، الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ ، وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ»4

    وای بر نمازگزارانی كه در نماز سهل‌انگاری می‏كنند! همان كسانی كه ريا می‏كنند، و ديگران را از وسايل ضروری زندگی منع می‏نمايند.

    بنابر این، از نظر اسلام، متمكن در صورتی شريف است كه به اندازۀ قدرت و امکانات خود، به جامعه خدمت كند، و الا شريف نيست.

    رئيس از نظر مردم و اسلام شريف است، به شرطی كه خادم مردم باشد:

    «سَيِّدُ الْقَوْمِ‏ خَادِمُهُمْ‏»5

    اگر رئيس، خدمت‏گزار مردم نباشد و بخواهد رياستش را به ديگران تحميل كند یا استبداد به خرج دهد، گرفتار آتش جهنّم می‏شود. امام صادق% می‏فرمايند:

    «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ‏ مَنَعَ‏ مُؤْمِناً شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ أَقَامَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مُزْرَقَّةً عَيْنَاهُ مَغْلُولَةً يَدَاهُ إِلَى عُنُقِهِ فَيُقَالُ هَذَا الْخَائِنُ الَّذِي خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّارِ»6

    هر گاه مؤمنی، مؤمن ديگری را از چيزی كه بدان محتاج است منع كند و حال آنكه قادر است آن نياز را از پيش خود يا ديگری رفع كند، خداوند متعال روزِ قيامت او را برمی‏خيزاند در حالی كه چهره‏اش سياه و چشمانش بسته و دستانش به گردنش بسته شده و گفته می‏شود كه: اين خائن! كسی است كه به خدا و رسول، خيانت كرده است، سپس به آتش افكنده می‏شود.

    بنابر این، عالم، متمول، متمكن، رئيس و مسئول اگر وظيفه‌شناس باشد، شريف است، به شرطی كه علمش برای ديگران و تمكنش برای رفع حوائج مردم و رياستش برای خدمت به جامعه باشد، در غير اين صورت پست‏ شمرده می‌شود.

    ما وقتی در دعا می‏گوييم: «ای خدا! به در خانه‏ات آمده‏ام و نظرم به شرافت توست.» باید از خداوند، شرافت بخواهيم؛ يعنی علمی بخواهيم كه برای جامعه مفيد باشد. از خدا شرافت از نظر مكنت بخواهيم تا بتوانيم دست بينوايی را بگيريم. از خدا شرافت از نظر قدرت بخواهيم؛ آن قدرتی كه در آن، عمر، زبان و قدم ما وقف جامعه باشد. از خدا شرافت از نظر عزت بخواهيم؛ عزتی كه برای رفاه جامعه به كار ببنديم و رياستی كه برای خدمت به جامعه باشد.

    =============================

    پي‌نوشت‌ها

    [1]. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 616.

    2. المجادله، 11: «تا خدا [رتبۀ‏] كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند [بر حسب‏] درجات بلند گرداند.»

    3. الکافی، ج 1، ص 54، ح 2.

    4. الماعون، 4-7: «پس واى بر نمازگزارانى‏ كه از نمازشان غافلند، آنان كه ريا مى‏كنند، و از [دادن‏] زكات [و وسايل و مايحتاج خانه‏] خوددارى مى‏ورزند.»

    5. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 378، ح 5791.

    6. الكافی، ج 2، ص 367، ح 1.

    آرشيوچاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365