«اللَّهُمَّ
إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا أَنْتَ فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ
أَسْأَلُكَ بِكُلِّ شَأْنٍ وَحْدَهُ وَ جَبَرُوتٍ وَحْدَهَا»
شرح عرفانی
عارف وقتی به اسماء و صفات خدا توجه كند، و
از كثرت به وحدت برود، كمكم به مقام لقا و فنا رسيده است و در عالم وجود چيزی جز
خدا، و شأن و جبروتی جز شأن و جبروت حضرت حق نمیبيند، لذا در اين توجه میگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا أَنْتَ
فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ»
خدايا! به در خانهات آمدهام، و تو را به
ذات مقدست قسم میدهم؛ ذات مقدسی كه مستجمع جميع صفات جمال و جلال است.
اين دعا فوقالعاده دقيق است، زيرا به ما
سلوك را ياد میدهد. امام باقر% بهواسطۀ اين دعا، از عالم كثرت، به عالم
وحدت رفته و به مقصود رسيده است: از اين رو حضرتش میگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا أَنْتَ
فِيهِ مِنَ الشَّأْنِ وَ الْجَبَرُوتِ»
خدايا از اول دعا تا اين جا، اگر به كثرتی
توجه داشتم ديگر، اینجا مقام لقا و فناست، مقام اين است كه بر دلم، هيچ چيز و هيچ كسی
جز تو حكومت نداشته باشد. ای خدا! تمام توجّهم به ذات توست، به در خانهات
آمدهام، و تو را به ذات مقدّست قسم میدهم؛ آن ذات مقدّسی كه مثل رحمت، صفت جمال
دارد و مثل جبروت، صفت جلال دارد.
مقام فنا و لقاء
قرآن کریم در بيش از بيست مورد، به مقام فنا
و لقا اشاره كرده است. اگر انسان سير و سلوك داشته باشد و رابطهاش با خدا محكم
باشد و راهی را كه پيغمبر اكرم$ و ائمه اطهار( از طرف خدا تعيين كردهاند، برود،
كمكم بهمرتبهای میرسد كه بر دل او تنها خدا حكومت دارد و به هيچ چيز و هيچ كس
جز خدا دلبستگی ندارد و ديگر در اين عالم، معشوق و مولايی جز خداوند سبحان
نمیبيند:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا
يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»1
خداوند، سرور كسانی است كه ايمان آوردهاند؛
آنان را از تاريكیها به سوی روشنايی و نور میبرد.
و البته قرآن شریف در ادامه متذکّر میشود:
«وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ
الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ»2
كسانی كه كفر ورزيدهاند، سرورانشان
طاغوتاند كه آنها را از روشنايی به سوی تاريكیها میبرند.
آری، اگر حكومت خدا بر دل و زندگی انسان
نباشد، طاغوتها، تخيلها، وسوسهها، اضطرابخاطرها، نگرانیها و غم و غصهها بر
دل حكومت دارد و انسان از نور به ظلمت كشيده میشود.
اگر كسی بخواهد به مقصود برسد و سكينه و وقار
بر دل او حكومت داشته باشد، بايد در سير و سلوك و در تلاشهای معنوی، خود را به
مقام لقائی که قرآن شریف میفرماید، برساند. اگر به اين مقام رسيد، قرآن نتیجه را
چنین میداند:
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ
الْقُلُوبُ»3
ديگر آن وقت، سكينه و وقار دارد و نگرانیها
و غم و غصهها از دل انسان رخت بر میبندد و هيچ چيز جز خدا نمیتواند مقصود و
مطلوب او باشد.
بنابر این، اگر در دنيا، اطمينان میخواهید،
اگر میخواهید به مقصود برسید، بايد راه مشكل را بپيمايید؛ خارها و مشكلهای زيادی
بر سر اين راه است اما چارهای جز پيمودن نيست؛ تا نتیجه حاصل شود، همچنان كه
خداوند متعال میفرماید:
«أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ
عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»4
=============================
پينوشتها
[1]. البقره، 257: «خداوند سرور كسانى است كه
ايمان آوردهاند. آنان را از تاريكيها به سوى روشنايى به در مىبرد.»
2. البقره، 257: «و[لى] كسانى كه كفر
ورزيدهاند، سرورانشان [همان عصيانگران] طاغوتند، كه آنان را از روشنايى به سوى
تاريكيها به در مىبرند.»
3. الرعد، 28: «آگاه باش كه با ياد خدا دلها
آرامش مىيابد.»
4. يونس، 62.