جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۴ جمعه ۱۶ فروردين


 
  • پيام در پى ارتحال آيت‌الله سيد محمد رضا حسينى جلالى
  • پيام تسلیت در پى درگذشت عالم بزرگوار آيت‌الله آقاى حاج سيّد مرتضى مستجابى«رضوان‌الله‌عليه»
  • پيام به چهارمین اجلاس ملّی مهدویّت و انقلاب اسلامی - 1403/11/20
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ سیزدهم: مذمّت انسان در قرآن/1
  • پیام به چهاردهمین دورۀ جشنوارۀ علّامۀ حلّی«قدّس‌سرّه‌‌الشّریف» حوزه‌های علمیّۀ استان اصفهان
  • پیام به یادوارۀ شهدای گمنام جامعۀ اطلاعاتی استان اصفهان
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ دوازدهم: انسان، حامل امانت الهی
  • پيام تسلیت در پى شهادت حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله
  • پیام در پی جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در لبنان

  • -->

    عنوان درس: کار، تلاش و کوشش 2
    موضوع درس:
    شماره درس: 37
    تاريخ درس: ۱۳۸۲/۳/۲۲

    متن درس:

    أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ بریته ابی‌القاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما بقیة اللهِ فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.

    بحث ما به جای حساسی رسیده است و مخصوصاً جوان‌ها، باید به آن فوق‌العاده اهمیت بدهند. اصل بحث این بوده است، چه کنیم آدم شویم؟ بتوانیم، درخت رذالت را از دل بکنیم. راه‌هایی را نشان داده‌اند، بحث رسید به یک صورت‌عملی که خدآند تبارک و تعالی در اول بعثت به پیغمبراکرم داده است، برای این‌که پیغمبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» بتواند بار نبوت را به منزل برساند، گفتم ما هم برای خودسازی برای تهذیب‌نفس باید به این دستورالعمل عمل بکنیم. و این دستورالعمل یازده جزء دارد. رجع به جزء اول و دوم و سوم را صحبت کردم اما بحث راجع به جزء چهارم ناقص مانده است و به جای حساسی رسیده است و آن جزء چهارم این است که قرآن دستور می‌دهد که پیغمبراکرم فعال باشد. آن هم یک فعالیت نه فعالیت‌ها در عرض یکدیگر تؤام بایکدیگر که این سرمشق برای همۀ ما که باید مثل این ستاره‌ها که یک حرکت ندارند، حرکت‌ها دارند، باید تلاش، کوشش در یک جهت نه در جهات مختلفه‌ای، حرکت برای این‌که دنیایمان را آباد کنیم، حرکت برای این‌که عقلمان را آباد کنیم، دانشمند علم شویم حرکت برای این‌که تهذیب نفس کنیم. حرکت، برای این‌که به مقام عالی در قیامت برسیم. به فکر آخرت باشیم و این فوق‌العاده در اسلام روی آن سفارش شده است چیزی که همه جوان‌ها باید بدانند پیغمبراکرم کار را خیلی دوست می‌داشت ولو کار مثل این‌که خانم در خانه فعال باشد، یا آقا برای زن و بچه‌اش در حرکت باشد، در تلاش باشد، پیغمبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» به اندازه‌ای به کار اهمیت می‌دهد که برای همین کار که یک کار جزئیست ثواب جهاد می‌دهد. «جَهادُ المَرء حُسن التبعّل»؛ آن خانمی که، خانه‌دار باشد، بچه‌دار باشد، شوهردار باشد، خانه‌اش جبهه است. ثواب جهاد در راه خدا، شهادت در راه خدا، آن مردی که تلاش،‌کوشش برای این‌که زنش در رفاه باشد شخصیت چه‌هاش حفظ نشود، بچه‌هاش درس خوان شوند، ثواب جهاد در راه خدا «مَن کادَ لِعیاله کالمُجاهِدِ فی سَبیل الله»، آن کس که کار نکند برای زن و بچه، ثواب او، خط مقدم جبهه است، ثواب او جبهه، شهادت در راه خدا است. نگذرید از این روایات‌ها، نگذرید از این پاداش‌ها نگذارید از این جایزه‌ها.

    پیغمبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» رد می‌شدند، یک کارگری آمد در مقابل پیغمبراکرم سلام کرد، با پیغمبراکرم دست داد، پیغمبراکرم دیدند این جوان در اثر کار، دستش خشن شده، خم شدند دست است این کارگر را بوسیدند. فرمودند که من دست کارگر را دوست دارم شما فکر کنید وقتی‌که دست یک کارگر را پیغمبر می‌بوسد می‌فرماید دوست دارم، ببینید زبان یک معلم را چقدر دوست دارد، ببینید فکر یک جوان را مغز یک جوان را که تحصیل می‌کند، چقدر دوست دارد، خود پیغمبراکرم یک آدم فعالی بود، این مسجد که خدا قسمت بکند بروید آن‌جا این مسجد را پیغمبراکرم خودشان، با اصحاب ساختند و خود پیغمبراکرم از همه فعال‌تر بودند و در جنگی که خندق ساختند، هیچ کسی به اندازه پیغمبر نمی‌توانست کار بکند در حالی‌که از نظر معیشت در مضیقه عجیبی بودند اما مقدم بر همه در کار پیغمبراکرم همان وقت شب‌های پیغمبراکرم به اندازه‌ای روی پا عبادت می‌کردند. پاها خسته می‌شد روی یک پا می‌ایستادند دو دفعه روی پای دیگر می‌ایستادند که آیه آمد: «طه، ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏»؛ کار خوب است، اما نه این اندازه که این قدر خودت را به مثقت بیندازی. پیغمبر کار می‌کردند راوی می‌گوید رفتم درباغی دیدم موسی‌بن‌جعفر«سلام‌الله‌علیه» دارند کار می‌کنند عرق از سر تا پای ایشان می‌ریزد گفتم یابن‌رسول‌الله آخه این را یکی دیگه فرمود این سیرۀ همه اجداد من است سیرۀ بابای من سیرۀ همه اجداد من و من اجدادم کار را دوست داریم.

    بدترین چیزها در اسلام تنبلی است پرخوری است پرخواب پراستراحت و این روایت داریم: «أبغَضُ النّاس عندالله البطالون»؛ مبغوض‌ترین افراد پیش خدا آن است که تنبل باشد، بی‌کار باشد.

    «أبغَضُ النّاس عندالله النَّوام»؛ مبغوض‌ترین اغراد آن‌که خیلی بخوابد، خواب خوب است اما به اندازۀ احتیاج.

     

    «أبغَضُ النّاس عندالله الأکول»؛ مبغوض‌ترین افراد آن کسی است که خیلی بخورد، پرخوری، پرخوابی، راستراحتی، تنلی. این روایت می‌گوید افراد مبغوض‌ترین افراد نزد خدا این طور آدم‌هایی هستند محبوب‌ترین افراد نزد خدا کیست؟ فعال، روایت داریم که اما محمد‌باقر«سلام‌الله‌علیه» در هوایی گرم می‌رفتند دنبال کارشان یک احمقی رسید می‌خواست من من کند، به امام محمدباقر یابن‌رسول‌الله اگر الان مرگ شما برسد و خدا ببیند  شما این قدر برا دنیایتان هستید و در دنیایتان هستید چه جواب می‌دهید؟ امام‌باقر«سلام‌الله‌علیه» فرمودند: اگر این موقع مرگ من برسد، در جبهه است در شهادت. برای اینکه برای رفاه زن و بچه کار می‌کنم و به دنبال کارم هستم و بهترین عبادات کار است. از هر چه شما فرض کنبد کار بهتر است مخصوصاً کار فرهنگی «تَفکرُ السّاعة مِن عِباده خیر سنَه»؛ یک ساعت مطالعه یک ساعت یک جلسه بحث یک ساعت این طور جلسه‌ها یک ساعت کلاس درس اقلاً از یک‌سال عبادت یعنی یک سال انسان شبانه‌روز روزه بگیرد وشب‌هایش عبادت کند تا یک ساعت فکر کند. پیغمبراکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» می‌فرماید: آن یک ساعت فکر کردن بالاتر است. به شما می‌گفتم حضرت امام«قدّس‌سرّه» این مرد فعال در این چهل حدیث که کتاب خوبیست انصافاً روایت را نقل کرده «تَفکر السّاعة خَیر مِن عِبادِهِ سَبعینَ سَنَة» من روایت را ندیدم یادم هم نیست از ایشان پرسیده باشم، اما معلوم است مسلماً ایشون روایت را دیدند هفتاد سال آن روایتی که من دیدم یک ساله این روایت می‌گه یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت کردن باز هم بهتر باید کار کرد و متأسفانه هفته گذشته می‌گفتم ما کار نمی‌کنیم ما می‌خواهیم با بی‌کاری به جایی برسیم و معلوم نخواهیم رسید و به قول‌ عوام چه حرف خوبی می‌زنند هر کس که خواب است قسمت او روی آب است. به هیچ‌جا نخواهد رسید کار فرهنگی کرد تقلید در اسلام غلطه مگر آن‌جا که نشود دردلاعلاجی، تقلید بکند و الا در اعتقادات که می‌شود حتماً باید مجتهد باشد. هر کدام شما، خانم‌ها، از آقایون مجتهد در اعتقادات نباشید گیرید روز قیامت باید جواب بدهید و نمی‌توانید جواب بدهید قرآن حسابی مذمت کرده و می‌فرماید: «إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُهْتَدُون‏»[1]

    این بت‌پرست‌ها، بی‌فرهنگ‌ها، وضعشان اینست که می‌گویند دیگران کردند، ما هم می‌کنیم مگر تو باید از پدرت تقلید بکنی تو باید فکر کنی ببینی تو باید فکر کنی ببینی بت چیست؟ بت خرافت است، چرا باید بت‌پرست باشیم؟ چرا باید مجتهد در اعتقاداتمان نباشیم؟ همه آقایان. مخصوصاً دانشجوها، مخصوصاً جوان‌ها از دتر و پسر باید در اعتقادات مجتهد باشند. پایه‌ریزی محکم، که هیچ کس نتواند خللی به این عمارت اعتقادات وارد کند. اگر پایه محکم نباشید شیطان انسی شیطان جنی مخصوصاً در این زمان شما را می‌برد. در اعتقادات باید پایه محکم باشد از شما می‌پرسند چرا باید از مرجع تقلید، تقلید کرد در حالی‌که تقلید بد است؟ فوراً باید جواب بدهی با دلیل جواب بدهی. ولایت فقیه و این جمهوری اسلامی محور ولایت فقیه، چرا؟ فوراً باید جواب بدهی جواب محکم و مستدل.

    چرا حضرت ولی عصر پشت پرده غیبت ظاهر می‌شود عالم را گلستان می‌کند. آن وقت دیگه یک زندگی منهای فقر یک زندگی منهای تبعیض یک زندگی منهای غم و غصه منهای دلهره منهای اضطراب خاطر امنیت صد در صد عدالت اجتماعی صد درصد، خوب این‌ها یک زندگی ایده‌آلی است صد در صد هر کسی می‌خواهد چرا فوراً باید جواب بدهی.

    اسلام می‌گوید که اگر مجبور باشی خب تقلید از درد لاعلاجی، یعنی همین‌که الان شما از مرجع تقلید، تقلید می‌کنید برای این‌که چاره‌ای ندارید همه که نمی‌توانند بروند چهل، پنجاه سال در حوزه‌ها تحصیل بکنند تا بشنوند مجتهد نظیر رفتن دکتر شماست پیش چه دکتری باید بروی؟ متخصص، متدین، اما تقلید این‌جا درست است، چرا درست است؟ برای این‌که همه که نمی‌توانند دکتر بشوند. اگر ما پیش دکتر می‌رویم تقلید از او باید بکنیم به نسخه‌اش صد در صد باید عمل بکنیم، اگر رسالۀ مرجع تقلید می‌گیریم، صد در صد باید به آن عمل بکنیم این‌ها همه از درد لاعلاجی است والا تقلید اسلام ندارد.

    مر، مرا تقلیدشان بر باد داد                                       ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

     

    تقلید چیست؟ فقط آن‌جا که انسان لاعلاج است، مجبور است، آن‌جا را می‌گویند تقلید کن، اما پایه‌اش را هم خیلی محکم می‌کنند. آیا شما اگر بچه‌تان چشمش ناراحت باشد می‌توانی پیش یک دکتری که متخصص در دهان و دندانه پیش او ببری؟ نه مسخره‌ات می‌کنند می‌توانی پیش یک دکتر عمومی که در خانه‌تان تابلو زده برای این‌که خیلی خرج و مخارج نکنی ببری؟ نه، مسخره‌ات می‌کنند پیش کی باید ببری؟ یک دکتر متخصص، دل‌سوز، آدم متعهد، یعنی چشم پزشک اما به شرطی که هم تخصص داشته باشد هم تعهد داشته باشد اگر تعهد نداشته باشد می‌گویند پیش این دکتر نباید بروی و اگر بروی و چشم بچه خراب بشه مسئوولی جدی مسئوولی اگر هم متخصص نباشد هر چه هم تعهد داشته باشد باز هم نه راجع به مرجع تقلید هم، همین است از کجا باید تقلید کرد؟

    از مجتهد، آن که آشنایی کامل، متخصص در همه علوم اسلامی، حال این کافی نیست. باید عادل باشد، به طوری که اگر یک دروغ مرجع تقلید گفت، نمی‌شود از او تقلید کرد، مرجع یک غیبت بکند، نمی‌شود از او تقلید کرد، حال این کافیست؟ نه، باید «مکب علی الدنیا» نباشد. باید پول‌پرست نباشد باید ریاست‌طلب نباشد باید دنیا نتواند او را گول بزند. باید برسد به آن‌جا که اگر بهش بگویند همه دنیا یک طرف یک دروغ بگوید نگوید. این می‌شود متخصص متعهد از این می‌شود تقلید کرد اسلام آن‌جا هم که تقلید است پایه‌اش را خیلی محکم کرده که دیگر محکم‌تر از این نمی‌شود. افتخاری هم که شیعه دارد، همین است امامی را قبول داره که عالم «بما کان و ما یکون و ما هو کائن» باشه عملش هم لدونی باشد از طرف خدا باشد از طرف خدا باشد. باز این کافی نیست. باید معصوم باشد، خطا نداشته باشد، اصلاً و ابداً. شک و شبهه و وهم نداشته باشد اصلاً و ابداً و گناه ترک اولی نداشته باشد، اصلاً ابداً به این می‌گویند می‌شود امام باشد، اما به شرط این‌که همین بدانی که از طرف خدا اما است بدانی از طرف خدا نبوت دارد. این افتخار شیعه است که پایه‌اش را محکم می‌کند اگر هم می‌گوید صد در صد تسلیم در مقابل خدا، آن تسلیم در مقابل پیغمبر اگر می‌گوید صد در صد تسلیم در مقابل امیرالمؤمنین در مقابل ائمه‌طاهرین اول پایه‌اش را محکم می‌کند می‌گوید آن‌ امیرالمؤمنین که با کمال افتخار روی منبر در مسجد کوفه، داد می‌‌زند می‌گوید آی مردم هر چه می‌خواهید از من بپرسید برا این‌که من علم «ما کان و یکون و ما هو کائن» دارم، آن امیرالمؤمنینی که می‌‌گوید بر منبر در مسجد کوفه در مقابل دوست و دشمن می‌گوید: «والله لو اعطیت الاقالیم السبعه بما تحت افلاکها علی ان اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعیره ما فعلت»؛ من این هستم که‌ اگر دنیا را به من بدهند بگویند به یک مورچه ظلم کن پوست جو را از دهان مورچه بگیر بی‌جا من نمی‌کنم. امامی که شیعه می‌گود این است از نظر علم آنست که ادعا می‌کند در مقابل دوست و دشمن «سلونی قبل أن تَفقدونی»، از نظر تقوا و خودسازی و تهذیب‌نفس هم اینست که می‌گوید دنیا یک طرف ظلم کردن مورچه یک طرف. من حاضر نیستم دنیا را بگیرم ولو به یک مورچه ظلم کنم. خوب از این تقلید کردن، درست است، اما از همین تقلید کردن در چه؟ در چیزهایی که نیم‌توانیم مجتهد باشیم والا اگر بتوانیم مجتهد باشیم تقلید کردن از قرآن تقلید کردن از خدا از پیغمبر از ائمه‌طاهرین«سلام‌الله‌علیهم».

    امیرالمؤمنین می‌گوید نه قرآن می‌گوید نه قرآن می‌فرماید که تقلید از من نه، «فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِک الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِک هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»[2]

    آنها که دست عنایت خدا بالای سرشان است، آنها که به راستی عاقلند، این‌ها مقتبسند،‌نه مقلد یعنی حساب خوب را از بد تشخیص می‌دهند، بد را رها می‌کنند، خوب را می‌گیرند. یک مسلمان اینست که باید مقتبس باشد مقتبس به چه کسی می‌گویند؟ به کسی که تمیز خیر و شر را از هم تشخیص بدهد حق و باطل را تمیز بدهد. بعد از آن‌که حق و باطل را تمیز داد، باطل را رها کند حق را بگیرد خوب و بد را، بد را رها کند خوب را بگیرد تمیز بد بین خیر و شر، شر را رها کند خیر را بگیرد و می‌دانید در جلسه مسلم افرادی هستند که می‌دانند این آیه تأکید خیلی دارد بعد هم بشارت می‌دهد «فبشر» بشارت بده، آن افرادی که مجتهدند، آن افرادی که متوجه‌اند آن افرادی که مقلد نیستند والا، آدم بخواهد تقلید بکند، چیز عجیبی درمی‌یابد همین الان غربی‌زده‌ها چه مصیبتی خودشان برای ما درست کردند.

     

    غربی‌زده، به چه کسی می‌گویند؟ غرب‌زده به مقلدها مقد از چه کسی؟ از غرب. در چه چیز؟ د‌ر آداب و رسوم اجتماعی‌شون چون آن‌ها لختی‌اند. پس لختی‌گری خوب است، چون آنها فساد اخلاقی دارند. پس فساد اخلاقی خوب است و ما باید صد در صد فساد اخلاقی تابع آن‌ها باشیم خوب مگر بر این غرب و غرب‌زدگی «فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ»؛ غرب، علم دارد ما توجه داشته باشیم که فساد اخلاقی‌شان بد است. علم خوب است، فساد اخلاقی‌شون را می‌گذاریم برای خودشان علم‌شان را بگیریم. بشویم خودکفا و بتوانیم هواپیما بسازیم. بتوانیم ماشین بسازیم، بتوانیم در همه چیز استقلال داشته باشیم این نه غربی، نه شرقی جمهوری اسلامی استقلال. این شعارها خیلی خوب است، بای دبه این شعارها عمل شده باشد. این بیست‌وچهار ساله شما شعارش را دادی آن‌ها شعارش را هم قبول نداشتند و هیچ چیز به هیچ چیز.  چرا ما باید از غرب تقلید کنیم؟ آن هم چه کسی؟ روشن‌فکرها، جوانی که یک مجسمه عاطفی است یک مجسمه فعالیت است جوانی که استعدادش باید کولاک کند در مقابل غرب، استعدادش به طور کلی مرده است. الان وضع ما وضع خیلی بدی است انصافاً و این‌که هر کار غربی‌ها یعنی با کمال شهامت اما دیوانگی. داد می‌زند می‌گوید هر چه فکر می‌کنیم بهتر از دموکراتی غرب، در حکومت‌ها، سراغ نداریم یعنی جمهوری اسلامی و دموکراسی غرب، کدام بهتر دموکراسی غرب، این چه می‌خواهد بگوید. این چقدر باید احمق باشد تا این جمله را بگوید چرا ما به این‌جاها رسیدیم. چرا ما علم غرب را رها کردیم فساداخلاقی غرب را گرفتیم. حالا این دموکراتی این دموکراسی راستی در غرب هست؟ این رئیس جمهوری آمریکا که با 25 درصد رای آورده آن هم به زور دادگاه، آیا این دموکراسی است؟

    ما چه می‌گوئیم، این روشن‌فکرها. حال بیا در غیر روشن‌فکرهایمان. این تقلیدها برای چیست؟ ما چرا باید «منابهه و محاکات» داشته باشیم؟ بزرگان می‌گونید که چیزی را از کسی گرفتن منقسم می‌شود به سه قسم. یک قسمت تقلید. معنای تقلید این است که ازدیگران چیز گرفتن بدون دلیل  اما با توجه، خیلی بد است. دوم منابهه و محاکات؛ چیزی را از کسی گرفتن بدون دلیل و بدون توجه. سه: اقتباس؛ چیزی را از کسی گرفتن با توجه با دلیل و برهان. سومی قرآن است. سومی اسلام است. سومی مسلمان است. اولی و دومی آن تقلیدش؛ از آدم‌های نفهم است. آن اولی از حیوان‌ها است؛ لذا روان‌شناس‌ها می‌گویند حیوان‌ها این «منابهه و محاکات» را دارند بچه‌ها هم دارند، می‌گویند گله که می‌آید صاف می‌آید حال یک میله بگذار در وسط جاده، حیوان‌ها به آن طرف میله می‌جهند، به این منابهه و محاکات می‌گویند. حال بروید در جامعه و بببینید چه منابهه و محاکاتی داریم. روشن فکرمان منابهه و محاکات، مردم منابهه و محاکات. مثنوی یک جمله‌ای می‌گوید من خیلی بازش نمی‌کنم حرف مثنوی را نقل می‌کنم برایتان و ببینید ما چه طوری «منابهه و محاکات» داریم. ببینید چه طوری ما تقلید داریم، قرآن می‌فرماید بابا تقلید نکن تقلید از بت‌پرست‌هاست. از بی‌فرهنگ‌هاست. تقلید از نفهم‌هاست. مثنوی می‌گوید یک درویشی یک صوفی با الاغش رفت خانقاه، الاغش را سپرد به خادم خانقاه، رفت در خانقاه. الاغش را بردند فروختند و سور کردند سور را آوردند و خوردند و دم  گرفتند. دمشان این بود که آن آقا شعر می‌خواند و می‌گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت. یعنی خر این آقا را فروختیم و سور کردیم خوردیم و رفت. این از همه بیشتر می‌گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت داغ‌تر کف و پف‌تر. بالاخره تمام می‌شد. آمد بیرون گفت که الاغ من کجاست؟ گفت الاغ تو را فروختند و سور کردند و خوردند. این عصبانی شد. گفت من‌که نمی‌دانستم گفت نه من آمدم و دیدم تو بیشتر از همه دم داشتی خر برفت، خر برفت و خر برفت. آن وقت مثنوی از زبان او این شعر ار می‌خواند:

    مر، مرا تقلیدشان بر باد داد                                       ای دو صد لعنت بر این تقلید باد

    آن‌ها می‌گفتند، خر برفت من هم می‌گفتم خر برفت. این‌چه وضعیتی است که ما داریم؟ خانم بی‌سواد نفهم، بردند در دادگاه و از او پرسیدند مقارنات نماز چندتا است؟ گفته دو تا. گفتند مقدمات نماز چند تا است؟ گفته سه تا، گفتند چه چیزی هست؟ نتوانسته بشمارد. حالا این یک‌صد نفر، خانم اطرافش را گرفتند ادعای تشرف امام زمان را می‌کند، سرمشق می‌دهد دستور می‌دهد به جای این‌که بهش بگویند از کجا؟ چه؟ دستش را می‌بوسند. پای را می‌بوسند پایش را می‌بوسند این بی‌فرهنگ‌ها. سر مردم شیره می‌مالند.

    خدا رحمت کند مرحوم فلسفی می‌گفت دو قسمت شیره داریم یک قسمت شیره ملایری که سراین بی‌فرهنگ‌‌ها اما یک شیره‌های انگلیسی سر دانشجوها، سر غربی‌ها همه شیره مالیه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ بی‌فرهنگی، بی‌فرهنگی از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ از تقلید. از منابهه و محاکات. من یک وقتی می‌گفتم یک قسم چهارم، هم هست در این گرفتن چیز، از کسی و آن قسم چهام را روان‌شناس‌ها نگفتند و ای کاش گفته بودند ضد اقتباس، ضد اقتباس کدام است؟ منابهه و محاکات. آنکه بدون توجه هر چه هست بگیرند. تقلید آنست که با توجه بدون دلیل بگیرند. اقتباس آنست که با توجه با دلیل بگیرند ضد اقتباس کدام است؟  آنکه خوبی‌هایش برای خودشان، بدی‌هایش برای ما، آن دانشگاه‌های انگلستان چقدر بالا، آن دانشگاه‌های غربی‌ها که اتفاقاً خیلی دانشگاه‌های در اروپا را ایرانی‌ها اداره می‌‌کنند، ولی بالاخره بالا، بالا این‌ها از خودشان. اما گاهی تقلید از زن بی‌فرهنگ، گاه از بوش از حزب صهیونیسم فوتش را آن‌ها بکنند حرکتش ما می‌کنیم. خوب این تقلید بدتر از اولی است، اما هر دو تقلید است، هر دو منابهه و محاکات. هر دو اقتباس است، هر دو از نظر پیغمبراکرم مبغوض است. از نظر قرآن مبغوض، از نظر خدا مبغوض است و بالاخره ملتی که مبغوض خدا باشد، هر چه دارد خدا از او می‌گیرد، «وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْیةً کانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً یأْتیها رِزْقُها رَغَداً مِنْ کلِّ مَکانٍ فَکفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما کانُوا یصْنَعُونَ»[3]

    پیغمبر! برایشان مثال بزن بگو یک دهی بود یک شهری بود سر تا پا نعمت. از نظر اقتصاد در رفاه صددر صد از نظر امنیت عدالت اجتماعی در رفاه صد در صد، اما این‌ها کفران نعمت کردند. به جا تمام نعمت‌ها از آنها گرفته شد به جای آن گرانی و تورم و بالاخره ناامنی، تبعیض، ناعدالتی برایشان حکم‌فرما شد. بعد قرآن می‌فرماید این‌ها را خدا نکرد خودشان کردند، «بِما کانُوا یصْنَعُون‏»

    وقتی که انسان عقلش را به کار نیندازد، همین‌جا مسئولیت دارد می‌گویند آقا عقلت دادیم چرا با عقلت کار نکردی؟ شعور سیاسی داشتی، شعور جوانی داشتی باید یک سیاست‌مدار در مملکتت باشی چرا با یک غرب‌زده شده، چرا یک تابع صد در صد کارت رسید به این جایی که داد بزنی در میان خواص، در میان عوام، بگویی اسلام نمی‌تواند اداره کند باید دموکراسی باشد. ای مرگ بر تو وای بر تو! چقدر احمقی تو! از کجا سرچشمه گرفته وقتی انسان بی‌فرهنگ شد اینطور می‌شود. اسلام می‌گوید بی‌فرهنگ نباش، فرهنگ داشته باش، شعور داشته باش، عقل داشته باش، بنشین، فکر کن یک ساعت در این گونه چیزها فکر کردن هفتاد سال عبادت ثواب مکه به تو می‌دهم، ثواب کربلا به تو می‌دهم. بیست تا مکه، بیست تا کربلا، ثواب یک عمر روزه به تو می‌دهم، ثواب یک عمر نمازشب به تو می‌‌دهم. بنشین فکر کن عقلت را  به کار بینداز، ببین راستی جمهوری اسلامی بهتر است، یا دموکراسی غرب، ببین آیا امتیازهای اسلام بهتر است یا امتیازهای غرب؟ ببین دین غرب بهتر است که آن همه اهمیتش می‌دهند غربی‌ها به خدا قسم در آمریکا یک جمله‌ای که این‌ها الان دارند در ایران می‌گویند راجع به دین راجع به مقدسات یک جمله بگویند اعدامشان می‌کنند، باز هم می‌گویند که آزادی این‌جا نیست. می‌گویند هر چه می‌خواهند. و ما باید همه فرهنگ‌دار باشیم و همه متفکر و عاقل باشیم. همه باید عقل‌مان را به کار بیندازیم و بالاخره همه ما باید کاری به جمهوری اسلامی هم نداریم، همه‌ باید وطن‌مان را دریابیم و وطن دریابیدن، دانشگاه می‌خواهد، خودکفایی می‌خواهد، شبانه‌روز زحمت کشیدن می‌خواهد تا این‌که راستی بتواند تخصصدر  یک فنی از فنون علوم طبیعی پیدا کند، راجع به دینش هم باید شبانه‌روز خون‌جگر بخورد، پیر شود بتواند یک رساله تحویل جامه بدهد، بعد هم مگر همه رساله را از او قبول می‌کنند اگر العیاذبالله تقوا نداشته باشد یا العیاذبالله آدم نشده باشد. استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی دم مرگ این جمله را مرتب گفت و از دنیا رفت، توجه، توجه، توجه.


    [1]. زخرف، 22: «ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و ما [هم با] پى‏گیرى از آنان، راه یافتگانیم.»

    [2]. زمر، 17 و 18: «بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏کنند؛ اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.»

    [3]. نحل، 112: «و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان مى‏رسید، پس [ساکنانش‏] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم‏] آن چشانید.»

    چاپ دانلود فايل صوتي
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365