أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ
بریته ابیالقاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع
الانبیاء و المرسلین سیما بقیة اللهِ فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
بحث این چند جلسۀ ما دربارۀ کار، تلاش و استقامت بود و قرآن شریف
به این کار و کوشش فوقالعاده اهمیت داده است، و با یک تأکید خاصی میفرماید: زندگی
طیب در این دنیا مرهون کار، تلاش، کوشش است و زندگی طیبتر در آخرت مرهون کار،
تلاش، کوشش است، «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکرٍ
أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ
أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ»[1]
هر که کار کند، البته کار شایسته، کار عقلپسند، شرعپسند، زن باشد
یا مرد، حتماً در این دنیا حیاتطیب دارد؛ چنانچه در آخرت حیاتطیبتر دارد. در
سورۀ والعصر که سورۀ عجیبی است در قرآن. مختصر است اما یک دنیا معنا دارد. اول قسم
میخورد به کار و کوشش: «وَالعَصر»؛ یعنی قسم به کار، قسم به تلاش، قسم به کوشش، قسم به کار و صبر و
استقامت. بعد میفرماید که همۀ انسانها ورشکسته هستند بدبخت هستند، مگر یک طائفه
و آنها کسانی که ایمان دارند پایه زندگی آنها ایمان، روبنا کار، روبنا کوشش عمل
صالح و شایسته. یک بال دیگر هم دارند و آن اینکه امربهمعروف، نهیازمنکر دارند.
مردم را هم به همین کار و کوشش توصیه میکنند و سفارش میکنند. و از کارهای زشت از
کارهای بینفع مردم را باز میدارند. و اگر ما برای کار و کوشش، برای صبر و
استقامت در کارمان چیزی نداشتیم جز همین سوره مبارکه والعصر، بس بود که بدانیم باید
کار کنیم. اگر دنیا میخواهیم کار، اگر آخرت میخواهیم، کوشش، تلاش، اگر هم دنیا میخواهمی
هم آخرت کار برای دنیایمان کار برای آخرتمان و در جلسۀ قبل میگفتم که مبغوضترین
افراد پیش پیغمبراکرم، مبغوضترین افراد پیش خدا و ائمهطاهرین«سلاماللهعلیهم» افراد بیکار،
افراد تنبل، افراد پرخواب، افراد پرخور و بالاخره افراد عیاشگر، تجملگرا و اینکه
نه به فکر دنیایشان باشند نه به فکر آخرت. نگذرید از این آیات نگذرید از اینگونه
روایات مواظب باشید غرور دینی پیدا نکنید. مواظب باشید شیطان به واسطۀ رحمت خدا
شما را گول بزند. مواظب باشید شیطان به واسطۀ اینکه خدا درست میکند، شما را گول
نزند مسلم خدا درست میکند، اما زیربنای این درست کرده خدا، تلاش ما، کارما، کوششما،
والا ما تنبل باشیم خدا درست نمیکند. ما غرور بیجا راجع به رحمت خدا داشته باشیم،
غرور بیجا راجع به ائمهطاهرین داشته باشیم، خدا درست نمیکند. شفاعت اهلبیت برای
آنهایی است که کار دارند کوشش دارند تلاش دارند زمینه برای شفاعت در روز قیامت
درست میکنند، والا این آیهای که الان میخواهم بخوانم برای جوانها تکرارشده در
قرآن آن هم نه به عنوان «یا ایها الذّین آمَنوا » به عنوان یا ایها الناس؛ «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّکمُ
الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ لا یغُرَّنَّکمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ»[2]
مواظب باشید دنیا، تجملها،
شما را گول نزند. مواظب باشید عیاش نباشید که دنیایتان آخرتتان از بین میرود و
مواظب باشید شیطان به واسطۀ رحمت خدا شما را گول نزند. نگوید خدا ارحمالراحمین
است و درست میکند نگوید به شما و شما را تنبل بار بیاورد در دنیایتان در آخرتتان
اینکه انشاءالله درست میشود. اینکه ارحمالراحمینی خدا کار را درست میکند. این
آیه شریفه با یک تأکید خاصی میفرماید این غلط است همت از تو توفیق از خدا، تلاش و
کوشش از تو و اینکه پروردگار عالم کارها را درست کند. رو به راه کند از او. و اما
اگر تلاش از ما نباشد حتماً خدا کارها را درست نمیکند حالا اگر مثلاً یک در میلیون
یک استثناها پایبند باشیم باید روی جریان طبیعی جلو بیاییم؛ «أَبَى اَللَّهُ أَنْ یجْرِی اَلْأَشْیاءَ إِلاَّبِأسبابِها»
خدا ابا دارد اینکه با خرقعادت کار درست شود. پیغمبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرماید خدا ابا دارد، پس خدا چه چیز را میخواهد؟ درچه ابا
ندارد؟ در اینکه همه چیز روی جریان طبیعی. سعادت مرهون کار است. سعادت مرهون تلاش
و کوشش است و بالاخره روی جریان طبیعی که ما جلو بیاییم میبینیم هر که کار کرد،
مزد برد.
بی رنج
گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت
که خوب کار کرد
هر که کارش بیشتر مزدش بیشتر. راجع به عقلا و سیرۀ عرف و مردم همین
است، راجع به سیرۀ خدا روش خدا که قرآن میفرماید سنة الله همین است. ما باید کار کنیم
او ما را عاقبت به خیر کند. ما باید تلاش و کوشش کنیم برای آخرت خدا بهشت به ما
بدهد. والا ما کار نکنیم از خدا بهشت بخواهیم معلوم است غلط است ما زحمت نکشیم از
خدا بخواهیم ما را سعادتمند در این دنیا بکند معلوم است که غلط است. یک دانشجو، یک
دانشآموز تنبل باشد کار نکند. بعد هم نمرۀ خوب از خدا بخواهد غلط است از معلم هم
بخواهد غلط است، مگر انکه گناه جلو بیاید پارتیبازی، رشوهخواری و امال اینها
والا دانشآموز کی عزیز است پیش معلم، پیش پدر و مادر، پیش خدا وقتی که نمره بیاورد.
نمره کی میآورد وقتی که کار کند. تلاش و کوشش. اگر بخواهد مخترع باشد، چنین است
اگر بخواهد مرجع تقلید باشد، چنین است. نمیشود ما کار نکنیم و سعادت دنیا بخواهیم،
سعادت آخرت را بخواهیم یک خانم مثلاً تا ساعت 10 خواب باشد بعد هم بیدار شود تا
قبل از ظهر بخواهد زندگیاش مرتب و منظم باشد. همه چیزش سر وقت باشد ممکن نیست.
همان شیطانی که گولشزده، همان شیطان هم برایش کار نمیکند. کار خودش را باید خودش
بکند والا میماند. یک دانشجو،یک دانشآموز چه وقت میتواند مفید برای کشورش
باشد. مفید برای اسلام و نظامش باشد؟ وقتی راستی کار کند. تلاش و کوشش بحث این چند
جلسۀ ما این بود که نه یک تلاش و کوشش ما باید تلاشها داشته باشیم کوششها داشته
باشیم. ما باید برای دنیایمان اگر بخواهیم تا عزیز باشیم تلاش کار کوشش. صبر،
استقامت. اگر بخواهیم سیر و سلوک کنیم بدون کار معلوم است نمیشود. چه کسی میتواند درخت رذالت را از دل بکند؟ آنکه
به قول حضرت امام«قدّسسرّه» 40 سال خونجگر تا بشود صفات رذیله را از بین برد. چه کسی میتواند
عزیز پیش خدا باشد آنکه متقی باشد که میتواند در روز قیامت بهشت عدن بهشت رضوان
مقام عنداللهی آنکه کار بکند. تلاش کوشش شببیداریها میخواهد خدمت به خلق خدامیخواهد
عادت یکی پس از دیگری میخواهد تا اینکه انسان بتواند در آنجا چیزی به دست بیاورد.
اصلاً بهشت با آن همه مقامش، قرآن میفرماید کار شماست. وقتی بهشتیها را بهشت میبرند،
خدابا از طرف خدا، قرآن اینطور نقل میکند که وقتی بهشتی، بهشت میرود به او میگویند:
«کلُوا وَ اشْرَبُوا هَنیئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیامِ
الْخالِیةِ»[3]
این نعمتها مال تو و استفاده کن. نوشجانت و این نعمتهایی است که
خود تهیه کردی خودفرستادی، اگر قصر است، خود فرستادی، اگر آن جنات تجری من تحتها
الانهار است. خودفرستادی و بالاخره اگر آن مقامهای بالا، بالا در بهشت و آن نعمتهایی
که نمیشود وصفش را کرد اعمال ماست؛ لذا قرآن میفرماید بهشت کار توست. بهشت الان
موجود است. اما نعمتهای در بهشت کار ماست. همهتات شنیدید که پیغمبراکرم شب معراج
بهشت رفتند، دیدند کسانی که دارند قصر درست میکنند باغ درست میکنند آن نعمتهای
بهشتی را درست میکنند گاهی کار میکنند بیکارند. جبرئیل گفت که مصالحش از دنیا
باید بیاید. مصالح بیاید اینها کار میکنند نباید نه. دنیای ما مرهون کار است.
مرهون تلاش است. آخترت ما مرهون کار است. مرهون تلاش است. و با ارحمالراحمینی خدا
نه میشود انسان سعادتمند باشد در دنیا، نه میشود سعادتمند باشد در آخرت. مشهور
است میگویند که حضرت لقمان یک وقتی داشت یا یک اربابی داشت. حضرت لقمان دید او
عجب آدم مغرور و بیخودی است، خواست با عمل آدمش بکند؛ لذا شب که مشغول عبادت بود،
مشغول راز و نیاز با خدا بود، این را بیدارش کرد و گفت بلند شو. کاری برای آخرت بکن
کاری برای عاقبت ب خیری بکن. گفت خدا ارحمالراحمین است. بگذار بخوایم خوابم میآید.
دفعۀ دوم، دفعۀ سوم بالاخره کاری رای آخرت در دل شب نکرد صبح یک مقدار گندم داد به
این آقای لقمان گندم را نکشت. تخمعلف کاشت آنجا و آمد چند روزی طول کشید یک روزی
بااین ارباب، او به جلو این به دنبال رسیدند به آن زمین دیدند علف است. مثلاً ارزن
است گفت آن گندمها را مگر اینجا نکاشتی گفت نه من ارزن کاشتم. انشاءالله خدا
گندم میدهد. گفت مگر دیوانه شدی! مگر میشود ارزن بکاری گندم برداری! گفت از تو یاد
گرفتم مگر میشود از اول شب تا به صبح بخوابی بعد هم آن مقامهای عالی عالی با لفظ
ارحمالراحمین یخواهی با لفظ ارحمالراحمین که نمیشود گندم داده بشود. زارع نکارد
با لفظ ارحمالراحمین خواهد برایش کشت شود عالی شود. خوب معلوم است دیوانه است.
دهقان
سالخورده چه خوش گفت با پسر کهای
نور چشم من به جز از کشته ندروی
اگر کاشتی بر اشت میکنی. اگر نه، نه ـ اگر گندم کاشتی، گندم
برداشت میکنی. اگر هم علف کاشتی علف برداشت میکنی. اگر مواظبت از کشت و آب و
گندم و گرفتن علف هرزه بعضی اوقات یک تخم میشود هفتصد تخم ـ اگر هم بیاعتنایی
تنبلی مواظبت نکردن، بعضی اوقات همان یک تخم هم زیر خاک از بین میرود. یک جریان
طبیعی است. دنیای انسان از همین جا باید برداشت بشود. اخرت انسان از همین جا باید
برداشت شود و اینکه ما بنشینیم و با همه غرق گناهیم یک حسین داریم، شفاعت اهلبیت
داریم این معلوم است که نمیشود و معلوم است که دیوانگی است. یکی از بزرگان میگفت
من رفتم یک جایی منبر بروم و هیأتی بود. خیلی آباد. یک کسی آمد در مقابل من پاهایش
را دراز کرد گفت آقا یک هفته است این کفشهایم را از پا درنیاوردهام برای خدمت به
حضرت اباالفضل. شبانهروز دویدم گفت کفشهایت را درنیاوردی مگر نماز نمیخوانی،
نماز نخواندی، وضو نگرفتی عصبانی شد گقت آن اباالفضلی که جواب نماز را نتواند بدهد
من اصلاً قبولش ندارم یک وقت انسان میرسد به اینجا. خب این حرفها معلومه دیوانگی
است. این حرفها معلومه نفهمیدگی است. اگر راستی چنین بود چرا موسیبنجعفر«سلاماللهعلیهما» اینقدر عبادت
میکرد. یک زیدالناری داشتیم. این پسر همین موسیبنجعفر است. در جلسهای که حضرت
رضا تشریف داشتند این آقا هم بود. من، مناش شروع شد.ما اینیم و ما اینیم و تمام
بهشت مال ماو...میگفت حضرت رضا«سلاماللهعلیه» فرمودند معلوم میشود که پدرمان موسیبنجعفر اشتباه کرده، برای اینکه
شبانهروز نماز میخوانده، شبانهروز عبادت میکرده، زندان هم رفته، برای اینکه
ظلم را بکوبد، ظالم را بکوبد. آن زنداناش و مبارزهاش، آن هم در حال مبارزه آن
عباداتش اگر چنین باشد که تو میگویی موسیبنجعفر ضرر کرده است، اشتباه کرده است.
موسیبنجعفر سرمشق زندگی ما، شبانهروز تلاش، کوشش همین موسیبنجعفر«سلاماللهعلیه» وقتی که آزاد بود،
راوی میگوید من رفتم در باغ دیدم ایشان دارند کار میکنند عرق از سر تا پای ایشان
دارد میریزد گفتم آقا شما چرا؟ اصلاً کار به شما چه؟ حضرت فرمودند که این سیرۀ
پدرم است، این سیرۀ همه اجدادم است. این سیرۀ رسولالله و خدا این روش را دوست
دارد. خدا دوست دارد اینکه مرا ببیند در حال تلاش و کوششم. برای رفاه زن و بچهامم
این دنیایش، آن هم آخرتش ـ اگر کار نداشته باشیم بدبختیم ـ آن جوانی که کار تلاش، کوشش
برای دنیا، برای آخرتش نداشته باشد بدبخت است. آن پیرمری هم که کار تلاش، کوشش
نداشته باشد بدبخت است. دردنیایش بدبخت است در آخرتش بدبخت است. چه کسی خوشبخت
است؟ قرآن معرفی میکند. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ
ذَکرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیینَّهُ حَیاةً طَیبَةً وَ لَنَجْزِینَّهُمْ
أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یعْمَلُونَ»
چه کسی خوشبخت است؟ همین سورۀ والعصر را مسلمانها وقتی میرسیدند
به جای تعارف میخواندند. به جای این تعارفهای زشت ما، منافقگری ما آنها سورۀ
والعصر میخواندند. به همدیگر یاد میدادند خوشبختی مرهون کار تلاش کوشش آن هم در
دنیای فقط نه ـ برای آخرت فقط نه ـ برای هر دو همین موسیبنجعفر«سلاماللهعلیهما» میفرمایند: «لَیسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیاهُ لاِخِرَتِهِ وَ لا آخِرَتَهُ
لِدُنْیاهُ»
شیعه نیست آنکه آخرتش را فدای دنیا بکند، یا دنیا را فدای آخرتش بکند.
پس شیعه کیست؟ آنکه همین بحث ما آیه در سوره مزمل «إِنَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلا»؛ یا رسولالله یک کوشش و یک تلاش نه، کوششها، تلاشها برای دنیا
فعال، برای آخرت فعال، در سیر و سلوک فعال، در خدمت به خلق خدا فعال، در نظم خانه
فعال، در تربیت اولاد فعال، در امربهمعروفونهیازمنکر فعال و بالاخر در مبارزه
با دشمن فعال، یکی از اینها نباشد ما شیعه نیستیم. برای اینکه روش امیرالمؤمنینی
روش ائمهطاهرین«سلاماللهعلیهم» چنین بوده است. شما یکی از این ائمهطاهرین را پیدا کنید که
مبارزه با دشمن نداشته باشد، اگر راستی موسیبنجعفر«سلاماللهعلیهما» با هاورن میساخت،
حقالسکوت میگرفت، یک فرد عزیزی در دستگاه هارونالرشید و آن هم چه عزتی، اما
حاضر است 14 سال زندان تبعید برای اینکه بفهماند من با ظالم سازگاری ندارم من با
ظالم مبارزه میکنم هرطور که بتوانم ولو اینکه در مبارزهام من در گوشۀ زندان
باشم و همین مظلومی من او را بکوبد همه ائمهطاهرین چنین بودند بعد هم برای دنیایشان
فوقالعاده کوشا بودند. برای آخرتشان فوقالعاده کوشا بودند. این فقه غنی شیعه از کجا
پیدا شد. از آن فعالیت امام باقر، امام صادق در آن وضعی که فوقالعده خفقان بوده،
اما در هر فرصتی امام باقر امام صادق مخصوصاً جلسۀ درس میگذاشتند اصحاب جمع میشدند
خفقان بود و ظلم و ظالم روی سر آنها فوقالعاده فشار بود اما بالاخره درسشان را
میخواندند خب این غنای شیعه در احکام، غنای شیعه در اخلاق، غنای شیعه در اعتقادات
از طلبههای در آن زمان در آن خفقان پیدا شد و ما سرمشق زندگیمان باید آنها باشند.
و در جلسۀ قبل و جلسۀ الان دوسه قسم کار درست کردیم که باید اقسام کار در اسلام را
عرض بکنم. مثل اینکه دو سه قسمش را عرض کردم. یک کار و فعالیت در عبادات ما، برای
آخرت ما. کار، فعالیت برای سطح علم ما و کار فرهنگی؛ لذا هفتۀ گذشته در کار فرهنگی
یک مقدار صحبت کردم. ما باید کار فرهنگی داشته باشیم، ما باید کار تولیدی داشته
باشیم. چرا باید ما از نظر تولید احتیاج به دیگران داشته باشیم یک روایت از پیغمبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» است، این روایت کمرشکن است، مخصوصاً برای ما میفرماید: «مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ، فَاَبْعَدَهُ اللهُ»؛ اگر کسی آب دارد، اگر کسی خاک دارد، اما فقیر است، محتاج به دیگران
است، لعنت خدا بر این یعنی ما الان مورد لعنت
پیغمبراکرم مورد لعنت امیرالمؤمنین هستیم. امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» میفرماید: در
آن هوای گرم، در آنجا که آب نبود، در آنجا که خاک نبود، من 26 تا مزرعه درست کردم
در 25 سال. در ایران که آب هست دو سه ثلث این آب به دریاها هدر میرود. خاک هست آن
هم خاک اینطور که میگویند کمنظیر است در دنیا. ما باید کار تولیدی داشته باشیم،
ما باید کار صنعتی داشته باشیم و بالاخره ما، مسئولین ما باید برای ما کار فراهم کند.
وضع برسد به اینجا که کارخانههای ما تعطیل است کارگرهای ما با آن مصائب فقر، دست
و پنجه نرم میکنند، این از کارخانههای ما. بیا تو. بازارها همهاش قاچاق است. کدام
مغازهای است قاچاق نداشته باشد. و اینهاست که مورد رضایت پیغمبر نیست، مورد رضایت
قرآن نیست، مورد رضایت ائمهطاهرین نیست، آقا، خانم؛ قرآن همه چیز گفته است. بگذریم
از اینکه کپیۀ عالم وجود است. این مربوط به ما نیست.انشاءالله آقا امامزمان بیایند،
آن وقت بفهمیم که قرآن که میفرماید من «تبیان لکلّ شَی» هستم یعنی چه؟ اما به
اندازهای که ما میفهمیم قرآن همه چیز دارد. همه چیزی به ما گفته است. و از قرآن
باید استفاده بکنیم. از قرآن باید برداشت بکنیم. کر فرهنگی ما و قرآن را پیاده کنیم
در میان مردم. یک در هزارم پیاده شود، وضع ما غیر از این است که الان هست و این کار
فرهنگی که قرآن اینقدر روی آن پافشاری دارد. ما لنگیم ـ کار تولیدی لنگیم، کار
عبادی لنگیم، و بالاخره کار خدماتی لنگتریم، کار توزیعی ما، یعنی این کاسبها این
زارعها، این تاجرها، ببیند توزیع چه چیز میکنند. چرا باید چنین باشد. علی کل حال
کار منقسم میشود به اقسامی، همه این اقسام باید ما داشته باشیم کار فرهنگی باید
داشته باشیم کار عبادی باید داشته باشد، کار تولیدی باید باشد، کار توزیعی اما صحیح،
توزیع اجناس خودمان، تولیدات خودمان باید باشد. از همۀ اینها مهمتر که قرآن و
اسلام روی آن پافشاری دارد کار عبادی، خدمت کردن به خلق خداست. وظیفه یک اداری میدانید
چیست؟ اگر یک اربابرجوع آمد فوراً با یک بشاشیتی، با یک احترامی کارش را انجام
دهد اگر کار مربوط به این نیست او را رها نکند. از این اتاق به آن اتاق از آن اتاق
به آن اتاق اصلاً اتاقبازی و کاغذبازی نباید باشد. حالا کارش را انجام بدهد. با یک
تشکری، به جای اینکه او تشکر کند این تشکر
کند، خوشحال از اداره بیرونش کند. اگر بگوید برو فردا بیا، همانجا خدا میگوید
لعنت بر تو، اگر بگوید که الان دیر شده، پیغمبراکرم میگوید لعنت خدا بر تو. اگر
بگوید که این کار مربوط به من نیست، امامزمان میگوید لعنت خدا بر تو اینها روایت
است، کدام ما عمل میکنیم؟ بعضی اوقات کار کاغذبازی بیست اداره باید برود، بیست
اتاق باید برود. باز هم در آخر کار درست نیست. بور یک ماه دیگه بیا برو شش ماه دیگر
بیا مرحوم کلینی«رحمتاللهعلیه» همینجا یک روایت نقل میکند و میفرماید او را میآورند صف محشر،
چشمها به گودی فرو رفته، غل و زنجیر شده، روی پیشانیاش نوشته شد، «آیس من روح
الله». خدا او را رسوا میکند. میگوید این خیانت به من کرده، خیانت به اسلام کرده،
خیانت به پیغمبر کرده، بعد تفسیر میکند. میگوید این کسی است که میتوانست کار
مردم را انجام بدهد نداد. در کار مردم گره انداخت. بعد از طرف خدا خطاب میشود این
را در آتش جهنم بیندازید و این طور روایتها، بیش از 100 تا روایت اینطوری مرحوم کلینی
در کافی دارد. اگر بحارالانوار علامه مجلسی
را بررسی کنیم یک کتاب میشود و ثواب خدمت به خلق خدا، گناه گره انداختن در کار
مسلمان. در کار یک نفر ولو غیرمسلمان این را هم بگویم ولو غیرمسلمان. اگر معاند
نباشد، اگر محارب نباشد باید به او هم خوبی کرد. ولو مسلمان نیست. اما محارب هم نیست،
معاند هم نیست. باید به این هم تا میتوانیم خدمت بکنیم دیگه چه رسد مسلمان، چه
رسد شیعه. خشنودی امامزمان در این است خشنودی پیغمبراکرم در این است. خشنودی خدا
در این است. راوی میگوید من گرهای داشتم باید استاندارد گره را باز کند. آمدم
خدمت موسیبنجعفر«سلاماللهعلیه» و به ایشان گفتم آقا شما به این بنویسید گرۀ مرا باز کند. آقا دو کلمه
نوشتند که این بندۀ خدا است و اگر گرهاش باز شود خدا خشنود میشود. میگوید نامه
را آوردم روی سرش گذاشت، بلند شد فوراً کارم را انجام داد بعد هم یک پولی به من
داد، خیلی قضیه مفصل است میگوید وقتی آمدم خدمت موسیبنجعفر و قضیه را گفتم، هر
چه میگفتم موسیبنجعفر برافروخته میشد خوشحال میشد، نشاط آقا از چهرۀ آقا
معلوم میشد گفتم آقا مثل اینکه خیلی خوشحال شدید؟ فرمودند اگر کسی یک مسلمانی را
خشنود کند، اول خدا را خشنود کرده است، بعد پیغمبر را بعد ما ائمه را و در مرتبۀ
چهارم آن مسلمان را. این کار خدماتی عالی باید باشد یعنی باید طوری باشد که بیاید
در خانواده زن خدمت کند به شوهر ثواب جبهه دارد. مرد خدمت کند به زن ثواب جبهه
دارد. زن و مرد خدمت کنند به بچهها برای
اینکه بچهها خوب درس بخوانند ثواب جبهه دارد. ثواب جبهه که بچهبازی نیست. اما
خدا میدهد تربیت یک بچه مسلمان مثل اینکه جهان را انسان زنده کره باشد باید کار کرد،
حالا کار تربیت در خانه برای بچهها، خدمت به زن به مرد، خدمت مرد به زن، خدمت مرد
و زن به بچهها برای اینکه بتوانند درس بخوانند. همۀ اینها باید باشد. گفتم به
قول قرآن میگوید تومثل این کرۀ زمین چه طور این کرۀ زمین 16 حرکت دارد و هر حرکتی
هم چه فایدههایی دارد تو هم باید 16 حرکتی باشی. باید تلاش کوشش هم برای دنیا، هم
برای آخرت، تربیت اولاد، رفاه بودن خانم برای شوهرش، شوهر برای خانمش، سیر و سلوک
و بالاخره از این کارها که گفتم.
تنبلی بد چیزی است. مبغوضترین افراد هم پیش نه خدا، پیش مردم آدمی
است که تنبل باشد،
[1]. نحل، 97: «هر
کس -از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزهاى، حیاتِ
[حقیقى] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهیم داد.»
[2]. فاطر، 5: «اى
مردم، همانا وعده خدا حقّ است. زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد، و زنهار
تا [شیطانِ] فریبنده شما را در باره خدا نفریبد.»
[3]. حاقه، 24:
«بخورید و بنوشید، گواراتان باد، به [پاداش] آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید.»