أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ
بریته ابیالقاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع
الانبیاء و المرسلین سیما بقیة اللهِ فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
بحث هفته گذشته بحث خوب
ارزندهای بود. و خلاصه بحث این بود که اگر مؤمن باشد، اگر چند روزه پایهریزی کند
برای زندگی خود ایمان را. تصمیم بگیرد مؤمن باشد، خدا در قرآن فرموده است: «وَ کانَ حَقًّا عَلَینا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ»، «کذلِک حَقًّا عَلَینا
نُنْجِ الْمُؤْمِنینَ»
مؤمن به ما حق دارد و حتما این حق را ما تأمین میکنیم و اینکه یار
و یاور او هستیم اگر مشکلها در آن بن بستها او را نجات میدهیم و گره از کار او باز
میکنیم. این دو تا آیه که خواندم با یک تأکید خاصی در قرآن آمده است؛ لذا خدا
وعده داده است، سند داده است، آن هم سند قرآنی، که اگر ما مؤمن باشیم ما بنا بگذاریم
این سال مؤمن باشیم، دست عنایت خدا روی سرما، خدا یارو یاور ما، خدا به طور ناآگاه
مشکل های ما را رفع میکند و گره ها را باز میکند و یک زندگی توأم با توفیق، یک
زندگی توأم با نشاط به ما عنایت میکند و درهفته گذشته میگفتم که مؤمن چه کسی
است؟ آن که اهمیت به واجبات بدهد همه، همه اهمیت به مستحبات بدهد به اندازه ای که
ضرر به کارش ضرر به زندگیش نخورد اجتناب از گناه داشته باشد همه، همه مخصوصا حق
الناس و اگر گناه آمد فوراً عذر خواهی از خدا، به این میگوییم مؤمن و من الان به
شما قول میدهم از نظر قرآن که اگر راستی مؤمن باشی، پرودگار عالم در بنبستها به
فریادتان میرسد، پروردگار عالم یک زندگی منهای غم و غصه یک زندگی منهای نگرانی و
دلهره و اضطراب خاطر امسال به شما عنایت میکند. «أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ»[1]
آنها که خدا آنها را دوست دارد آنها خدا را دوست دارند، امنیت دل
دارند. از گذشته غم و غصه ندارند از آینده نگرانی، دلهره، اضطراب خاطر ندارند. امنیت
دل بالاترین نعمتهاست. امنیت دل است که نشاط میدهد امنیت دل است که یک زندگی
آرام میدهد امنیت دل است که یک زندگی موفقیت آمیز میدهد و نظیر این سه تا آیه که
خواندم در قرآن زیاد است. در سوره انعام یک مقدار این سند را واضحتر میکند میفرماید:
«فَأَی الْفَریقَینِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُون»
چه کسی استحقاق امنیت دل
دارد! یعنی که استحقاق یک زندگی پر نشاط،یک زندگی بی دغدغه یک زندگی منهای غم و
غصه و منهای دلهره کی استحقاقش را دارد.قرآن جواب میدهد: «الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْم»
آنها که مؤمن باشند، ایمان دارد ایمانش مشوب به گناه نیست. بعد
قرآن تأکید میکند و میفرماید: «أُولئِک لَهُمُ
الْأَمْنُ»؛ حتما زندگی پر نشاط حتما زندگی
منهای غم و غصه، دلهره، اضطراب خاطر. بعد دو دفعه قرآن تأکید میکند و میفرماید: «وَ هُمْ مُهْتَدُون»؛ دست عنایت خدا
روی سر این؛ لذا بحث هفته گذشته بحث فوق العاده مهمیبود و اگر شما به این نسخه ای
که من دادم که این نسخه شما را مصداق مؤمن میکند در قرآن بارها و بارها و من جمله
این سه تا آیه که خواندم سند میدهد یک زندگی پر نشاط شما پایهریزی بکنید و وقتی
پایهریزی کردید، زندگی را امسال با قانون مراقب مواظب باشید به این نسخه اهمیت
بدهید، عمل بکنید و اگر نشد جبران بکنید عذرخواهی از خدا بکنید یقین داشته باشید
زندگی پر نشاط، زندگی پراهمیت، زندگی پر شخصیت و بالاتر از اینها زندگی منهای غم و
غصه، منهای اضطراب خاطر به شما داده میشود. معنا ندارد قرآن وعده بدهد تخلف بکند،
«إِنَّ اللَّهَ لا یخْلِفُ الْمیعادَ»؛ معنا ندارد خدا تخلف بکند؛ لذا اگر تخلف شد از طرف ماست. هر چه هست
از قامت بی اندام ماست، وگرنه وعده او حتما تخلف ندارد. شما به دستور العمل هفته
گذشته عمل کنید، اهمیت به واجبات بدهید همه،همه مخصوصا نماز و حجاب زنها. اهمیت به
مستحبات بدهید همه، همه مخصوصا خدمت به خلق خدا اهمیت به اجتناب از گناه بدهید
همه، همه مخصوصا حقالناس و اگر گناه آمد فورا عذرخواهی ازخدا اگر نشد گله کن اگر
نشد بیایید پیش من که من به نسخه صدرصد عمل کردم اما زندگیام توأم با غم وغصه
زندگی توأم با گرفتاری. حتما قرآن میگوید چنین نخواهد شد چیزی که امشب باید توجه
به آن داشته باشید این است که عمل کردن به این نسخه کاری است بسیار مشکل نه اینکه
شما چهار رکعت نماز بخوانید. مثلا اگر پول داشته باشید یک خمسی بدهید یک مکه تفریحی
بروید بعدش هم راستی اجتناب از گناه داشته باشید فی الجمله و خیلی از گناهان را
انجام بدهید ندانسته توبه و انابه هم نباشد بعد بگویید من به نسخه عمل کردم اما
نشد و به نسخه عمل شود. صدرصد عمل شود، مصداق مؤمن بشوید، معنا ندارد که
پروردگارعالم تخلف ازوعده بکند برای اینکه درصد جای قرآن فرموده سندی هم قرآن داده
است. حال باید یک مدتی ما درباره همین نسخه کوچک اما مشکل ببینید که راستی اگر
بخواهیم مردانه وارد میدان بشویم کاری است مشکل. 1- اهمیت به واجبات مخصوصا نماز.
خوب معنایش این است که جامعه اسلامی وقتی که مؤذن میگوید الله اکبر دیگر همه جا
تعطیل باشد جز مسجدها. اهمیت به واجبات یعنی اینکه عایشه میگوید وقتی مؤذن میگفت
الله اکبر پیغمبر اکرم به اندازهای تلاطم درونی پیدا میکرد که دیگر ما را نمیدید
و میفرمود وقت نماز است به اندازهای اهمیت میدادند ائمه طاهرین«سلاماللهعلیهم» که درباره امام
دوم دارد وقتی میخواستند وارد مسجد شوند بدن میلرزید اشک جاری میشد با جملۀ «یامُحسن قَد أتاک المُسیء» و پای
راست را در مسجد میگذاشتند وارد مسجد میشدند و با یک حضور قلب خاصی نماز میخواندند.
اهمیت به واجبات یعنی اینکه همه چیز در وقت نماز فدای نماز. این معنایش است. اهمیت
به واجبات اهمیت به نماز این معنایش است که در یک جنگی مسلمانها برگشتند پیروز
برگشتند اول شب یک جایی منزل کردند برای نماز، برای شام، برای خواب و وقتی نماز
تمام شد شام تمام شد پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند که لشکر خسته است، همه بخوابند عمار یاسر و یک نفر را
گفتند شما دو پاسدار باشید. وقتی همه خوابیدند عمار یاسر گفت من تنهایی هم میتوانم پاسدار باشم تو
هم بخواب، اما من اگر صحنهای جلو آمد بیدارت میکنم عمار یاسر وقتی آن هم خوابید
دید که هم میتواند پاسداری کند هم میتواند نماز بخواند نه نماز واجب نماز مستحبی،
برای اینکه «الصلوة قربان کل تقی من شاء
استول و من شاء استکثر»
آن که انسان را خیلی به مقام قرب الهی میرساند، نماز است. حالا
نمازهای مستحبی کم بخواند یا زیاد بخواند این کم بخواند بعد دربارهاش صحبت میکنم
یک مسلمان به قول امام عسگری«سلاماللهعلیه» معنا ندارد نوافلش را نخواند یعنی عقلا 51 رکعت نماز در شبانه روز
میخواند اما بیش از 51 رکعت نماز هم باز خوب است انسان اگر بیکار است اگر حالش را
دارد نماز بخواند و عمار یاسر ایستاد برای نماز. در نماز به جای سوره قل هو الله،
سوره کهف را شروع کرد. معلوم است کسی که لذت از نماز ببرد خوب میخواهد طول بکشد
در وسط سوره کهف دشمن آمد یک تیر آمد به سینه عمار یاسر و تیرهای آن وقت چون کمانی
بود فرو میرفت اما نمیکشت. این اعتنایی کرد. تیر دوم دید نه این میخواهد تیر
بزند رفیقش را بیدار کرد کمانش را برداشت دنبال او رفت دشمن هم فرار کرد بعد رفیقش
دید که خون از سینه عمار میریزد. به عمار گفت آقای عزیز نماز مستحبی چرا قطعش نکردی؟
چرا مرا بیدار نکردی؟ یک جمله گفت مراد من است گفت میترسیدم مخالفت رسول الله
بشود والا دوست داشتم جان از بدنم بیرون رود اما نمازم را قطع نکنم. اتفاقا در تاریخ
میگویند نمازش را هم قطع نکرد سوره را قطع کرد. رکوع کرد سجده کرد تشهد گفت سلام
داد و تعقیب دشمن کرد. به این میگویند اهمیت به نماز اما یک کسی که همه کارش مقدم
بر نمازش باشد این را نمیگویند مؤمن نه ما در روایات میخوانیم که 24 ساعت عقوبت
بار برکسی که نماز را اهمیت به او ندهد ولی ما ازآن 24 عقوبت گذشتیم که یکی از آنها زندگی ناخوش که
قرآن همین را میفرماید. یکی از آنها فشار قبر، یکی از آنها سختی حساب و کتاب، اما
آن که در قرآن است کمر میشکند این است میفرماید: «فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّینَ، الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ»[2]
وای به آن نامسلمان که در وقت نماز غافل از نماز است، خواب است،
غافل از نماز است دنبال ناهارش است غافل از نماز است دنبال خرید و فروشش است غافل
از نماز است دنبال سینما رفتن و تفریحش است قرآن میفرماید: این اصلا مسلمان نیست
علاوه بر اینکه مسلمانی وای براین. ما به اینها اهمیت نمیدهیم و تسامح میکنیم.
اگر هم یک منبری رویش پافشاری کند فرار میکنیم. بعد هم گله میکنیم این آقا خیلی
سخت گیراست این آقا همیشه ازغضب خدا میگوید چرا از رحمت خدا نمیگوید؟ چرا ما را
بهشتی نمیکند؟ این گونه حرفها این جور گله ها خوب معلوم است این مؤمن نیست این
بحث من نیست این وعده قرآن نیست وعده قرآن اهمیت به نماز خیلی بالاست. بعد دربارهاش
صحبت میکنم اصلا حضرت ولی عصر«عجلّاللهتعالیفرجهالشّریف» در یک جملهای فرموده است ننگ است برای شیعیان ما که نماز شب
نخوانند. مرحوم آیت الله مرعشی«رحمتالله علیه» که مرد بزرگی بود میگوید که راه را گم کردم دم مرگ بالاخره آقا آمدند
قابم دادند همراهم آمدند تو همراه با من صحبت میکردند از جمله صحبت ها این بود
ننگ است عجیب است برای آن شیعهای که نماز شب نخواند. مؤمن مگر میشود نماز شب
نخواند مؤمن مگر میشود نوافل نخواند حال ما از اینها گذشتیم که امام عسکری«سلاماللهعلیه» مرحوم محدث قمیدر
مفاتیح روایتش را نقل میکند. راجع به اربعین که امام عسکری فرمودند که علامت مؤمن
پنج چیز است، 1- نماز شب میخواند، نوافل میخواند، پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه
روز میخواند این علامت مؤمن است از اینها که بگذریم آنچه مهم است نمازظهر و عصر ومغرب
وعشاء وصبح. یک خانمیخدمت آقا امام زمان رسید میگوید وقتی امام زمان میخواستند
از من جدا شوند فرمودند لعنت خدا بر آن کسی که ستاره دیگر در آسمان نیست و این
نماز صبحش را نخوانده. دو دفعه فرمودند: لعنت خدا بر آن کسی که ستارهها پیدا شده
هنوز نماز مغربش را نخوانده است؛ بنابراین اهمیت به واجبات خیلی مشکل است حالا من
جمله اهمیت به نماز ما اگر اهمیت به نماز ندهیم گرفتاریم. قرآن میفرماید: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ
نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى»[3]
آن که اهمیت به نماز ندهد 1-یک زندگی توأم با گرفتاری یک زندگی
توأم با چه کنم، چه کنم یک زندگی توأم با
غم و غصه اضطراب خاطر نگرانی. این دنیایش است. قرآن میفرماید: آخرتش هم کور وارد
صف محشر میشود. آن که من وعده دادم از نظر قرآن از نظر خدای تبارک و تعالی اینکه
راستی شما امسال اگر اهمیت به واجبات همه و همه مخصوصا نماز داشته باشید، در وقت
نماز همه چیز فدای نماز بشود. مسلّم پروردگار عالم به وعدهاش عمل میکند. مخصوصا
اگر این اهمیت به واجبات همگانی بشود، اجتماعی بشود. بعضی اوقات یک کسی آتشی بر میافروزد
جامعه را میسوزاند، اما اگر جامعه راستی متقی شد، قطعا این وعده قرآن عملی است. «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا
عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکنْ کذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ
بِما کانُوا یکسِبُونَ»[4]
اگر مردم متقی باشند. اگر مردم همه، جامعه، جامعه اسلامیباشد.
جامعه، جامعه مؤمن باشد میفرماید: نعمت مثل باران بر اینها میبارد، «لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ»؛ برکتها، نعمتها، مثل باران بر اینها میبارد، «وَلکن کذَبوا»، اما
جامعه نیست. این طور وقتی نیست، این طور گرفتار است، جامعه نیست این طور؛ لذا عمل
خودش دست و پا پیچ اش میشود یک زندگی توأم با گرفتاری یک زندگی توأم با دلهره اضطراب
خاطر، تاریکی روی تاریکی، چه کنم روی چه کنم بدبختی روی بدبختی، «أَوْ کظُلُماتٍ فی بَحْرٍ لُجِّی یغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ
مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ یدَهُ
لَمْ یکدْ یراها»[5]
کسی که رابطه با خدا نداشته باشد، زندگی این نور دارد، معلوم است این
جا رابطه با کارخانه نداشته باشد خوب هر چه ما بخواهیم روشن باشد معقول نیست. رابطه
با کارخانه باید پیدا کرد، رابطه با خدا نور میدهد. همین آیه میفرماید: «وَ مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»
کسی که زندگی او با خدا نیست زندگی این نور ندارد نور را خدا باید
بدهد برکت و موفقیت، نشاط و یک زندگی سالم منهای غم و غصه اینها همه، همه دست
خداست. خوب دست خدا که مؤمن باشد مؤمن چه کسی است؟ کلید را بزند رابطه با خدایش محکم
باشد. قطعا زندگی با نشاط است، زندگی نور است و الاّ این آیهای که خواندم میفرماید:
زندگی تاریک است، تاریک تاریک است، تاریک وحشتناک است، وحشتناک، وحشتناک است،
وحشتناک الان همه مادر این مسجد همه شما ها که آدم های خوبی هستید اما زندگی شما
تاریک است چرا؟ اهمیت به واجبات همه، همه نیست یا کم است چون کم است چنین است والا
مگر میشود وعده خدا تخلف بشود. مگر میشود قرآن بگوید: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا
عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ»
و ما مؤمن باشیم متقی باشیم اما باز هم زندگی ما ناخوش باشد مثل
باران برکات بر ما نبارد، مگر میشود؛ لذا باید برویم در خودمان و ببنییم چرا کجایش
لنگ است چرا متقی نیستم معلوم است اهمیت به واجبات نمیدهیم اصلا من جمله نماز برای
نماز شب خوابش میبرد به جوانها میگفتم جوانها که مرتب سؤال میکنید از من چه کنید
برای نماز شب بیدار شویم؟ میگفتم یک مثال عوامانه برایت بزنم ببین تقصیرماست شما
ساعت چهار بعد از نصفه شب یک بلیط هواپیما دارید برای مکه انشاءالله حالا کدام یک
از شما خوابتان میبرد. ما نماز شب را به اندازه یک بلیط هواپیما اهمیت نمیدهیم
معلوم است این اهمیت ندادن به این نماز شب اهمیت ندادن به نماز میپرسد چرا
نمازصبح من غذا میشود شما اول نماز صبح بعد از نمازتان یک بلیط ماشین دارید برای
مشهد کدام از شما خوابتان میبرد! ما به اندازه یک بلیط ماشین یک بلیط هواپیما اهمیت
به نماز آن هم نماز صبح آن هم نماز اول وقت نمیدهیم، والا اگر اهمیت به نماز بدهیم
این نماز دست ما را میگیرد. این آیه شریفه در قرآن تکرار شده «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة»؛ از دو چیز کمک بگیر در زندگی، یکی از نماز یکی هم از صبر و
استقامت در کارها همت مال تو خدا به واسطه نماز توفیقش را میدهد. توفیق از خدا
همت از تو و من جمله توفیق از خدا اینکه نماز دست ما را میگیرد. نماز زنده است،
نماز حیات دارد. در روایات میخوانیم آن کسی که حضور قلب ندارد و یک نماز سر سری میخواند
وقتی که میگوید «السّلام علیکم و رَحمَة الله وَ بَرَکاتُه»، نماز میگوید که
خدا ضایعت کند همین طور که مرا ضایع کردی ما بد نماز میخوانیم حالا حضور قلب نداریم
هیچکس نمیتواند از شماها بگوید من تا حال دو رکعت نماز خواندم با حضور قلب از آن که
میگویم الله اکبر تا وقتی میگویم «السّلام علیکم و رَحمَة الله وَ بَرَکاتُه» در
نمازم. دل من مثل پرنده از این شاخ به آن شاخ،از آن شاخ به آن شاخ نیست خوب از او
گذشتیم چرا مؤدب در نماز نیستیم چرا این نماز را شمرده، شمرده نمیخوانیم. خوب یک
نماز مغرب و عشاء شما اگر شمرده، شمرده آن هم نوافل آن هم با تعقیب حضرت زهرا با
تعقیبات دیگر نیم ساعت طول نمیکشد، حال چرا نماز ما دلمان میخواهد پنج دقیقه
تمام شود. این اهمیت ندادن به نماز است. بارها گله از من که چرا نماز مغرب و عشای
تو این قدر طول میکشد در حالی که بیست دقیقه بیشتر طول نمیکشد چرا این گله میشود.
چرا نماز ما تعقیب ندارد این تسبیحات حضرت زهرا که پیش ائمه طاهرین خیلی اهمیت
دارد. به اندازه ایی که امام صادق«سلاماللهعلیه» میفرماید: از هزار رکعت نماز من افضل است. چرا نمیخوانیم چه قدر
طول میکشد یک دقیقه، دو دقیقه ما حاضر نیستیم به جای هشت ساعت عبادت در شبانه روز
یک ساعت عبادت کنیم وقتی میایستیم به نماز دلمان میخواهد این نماز زود تمام شود.
چه کسی میتواند بگوید من اهمیت به نماز میدهم در وقت نماز یک تلاطم درونی یک
دفعه به شما میگفتم خدا درجاتش عالیست عالیتر کند مرحوم میرزا آقای شیرازی را. این
حاج میرزا علی آقای شیرازی یکی از مفاخر اصفهان است قدرش را نداشتند. اصفهانیها قدرش
را نداشتند تا این که از دستشان گرفته شد. این آمده بود قم و حجره مرحوم آیت الله
آقای شریف مطهری با ایشان رفیق بودند یک ارادت خاصی مرحوم آقای مطهری به ایشان
داشت شب آمده بودند دیدن ایشان طول کشیده بود ایشان وقت داشتند باید وقت خاصی
بخوابند وقت خاصی بیدار بشوند مزاحمون شدند وقتی بیدار شدند که گل دسته های حضرت
معصومه ایشان را بیدار کرد. نماز شب رفته بود همه رفقا میگفتند که صبحی هر که دیدن
ایشان میرفت مثل اینکه پسر ایشان از دنیا رفته گریه، یک گریه برای این دسته یک گریه
برای آن دسته. نماز شب هم دیشب رفت یکی از آقایان میخواست ایشان را تسلیت بدهد دل
تسلی بدهد آقا ما هیچ وقت نمیخوانیم شما هم یک شب نخوانید خیلی عصبانی شدند
فرمودند که : از وقتی به تکلیف رسیدم تا الان نماز شبم تعطیل نشده است. به این میگویند
آقا به این میگویند اهمیت دادن به نماز و بالاخره این اهمیت دادن به نماز واجب
است لازم است. گفتم 24 عقوبت مرحوم صدوق«رحمتاللهعلیه» نقل میکنند برای کسی که نماز میخواند اما نماز را سبک میشمارد.
نماز اول وقت نمیخواند. نماز را سریع میخواند و بالاخره بی اهمیت نماز بی اهمیت
شمردن نمازآن هم عقوبتهای خیلی بالا، بالا و من جمله دنیای ناآباد، دنیای بی
نشاط، دنیای توأم با غم و غصه، دنیای با دلهره، اضطراب خاطر، نگرانی.
[1]. یونس، 62:
«آگاه باشید، که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مىشوند.»
[2]. ماعون، 4
و 5: «پس واى بر نمازگزارانى، که از نمازشان غافلند.»
[3]. طه، 124: «و
هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى] خواهد داشت، و روز
رستاخیز او را نابینا محشور مىکنیم.»
[4]. أعراف،96:
«و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکاتى از آسمان و
زمین برایشان مىگشودیم، ولى تکذیب کردند؛ پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان] آنان
را گرفتیم.»
[5]. نور، 40: «یا
[کارهایشان] مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مىپوشاند
[و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاریکیهایى است که بعضى بر روى
بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را مىبیند.»