جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۴۰۴ جمعه ۱۶ فروردين


 
  • پيام در پى ارتحال آيت‌الله سيد محمد رضا حسينى جلالى
  • پيام تسلیت در پى درگذشت عالم بزرگوار آيت‌الله آقاى حاج سيّد مرتضى مستجابى«رضوان‌الله‌عليه»
  • پيام به چهارمین اجلاس ملّی مهدویّت و انقلاب اسلامی - 1403/11/20
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ سیزدهم: مذمّت انسان در قرآن/1
  • پیام به چهاردهمین دورۀ جشنوارۀ علّامۀ حلّی«قدّس‌سرّه‌‌الشّریف» حوزه‌های علمیّۀ استان اصفهان
  • پیام به یادوارۀ شهدای گمنام جامعۀ اطلاعاتی استان اصفهان
  • درس اخلاق؛ انسان در قرآن، جلسۀ دوازدهم: انسان، حامل امانت الهی
  • پيام تسلیت در پى شهادت حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن نصرالله
  • پیام در پی جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در لبنان

  • -->

    عنوان درس: چرا بعضی از دعاها مستجاب نمی‌شود؟ 3
    موضوع درس:
    شماره درس: 44
    تاريخ درس: ۱۳۸۲/۵/۱۶

    متن درس:

    أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم

    بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ

    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ بریته ابی‌القاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما بقیۀ اللهِ فی الارضین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.

     بحث درباره این بود که چه کنیم درخت رذالت را از دل بکنیم، درخت فضیلت به جای آن غرس کنیم، بارور کنیم و از میوۀ آن خود و دیگران استفاده کنیم. معلوم است بحث خیلی ارزنده است و معلوم است بحثی ارزنده‌تر از این بحث نداریم امسال ما بحث در همین موضوع بود. به دست آوردیم که مشکل است، مشکل در سرحد محال است اما لازم است. بالاخره بحث رسید به این جا که خود به خود نمی‌شود کمک می‌خواهیم، امدادهای غیبی باید به ما ورد کند پروردگار عالم باید معلم اخلاق ما شود.

    دربارۀ امدادهای غیبی صحبت کردم بحث رسید به این دستورالعملی که اول سوره مزمل است دستورالعملی است بسیار عالی به پیغمبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» داده شده برای اینکه او بار سنگین نبوت را به منزل برساند این دستوالعمل یازده جزء دارد ما در شش جزء ش صحبت کردیم و جزء ششم دعا، راز و نیاز با خدا راجع به دعا چند جلسه ای صحبت کردم و فهمیدیم عملی بالاتر، محبوبتر پیش خدا از دعا و راز و نیاز با خدا نداریم و از قرآن استفاده کردیم کسانی که مأیوس در دعا باشند بی اعتنا به دعا باشند خدا هم بی اعتنا به آنهاست، «قُلْ ما یعْبَؤُا بِکمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکم‏»[1]

    حتی استفاده کردیم کسانی که حتی استفاده کردیم کسانی که دعا در زندگی‌شان نباشد اینها جهنم می‌روند و در جهنم سرافکنده خار و ذلیلند. بحث این بود که این همه سفارش‌ها راجع به دعا چرا دعای ما مستجاب نمی‌شود؟ دوسه نکته را درجلسات قبل تذکر دادم و توجه به آن دوسه نکته لازم، واجب است. نکته‌ای که مورد بحث امشب است و شاید مهمترین نکته‌ها باشد این است دعا در وقتی مستجاب است که صلاح ما باشد والا اگر صلاح دنیای ما صلاح آخرت ما نباشد، معنا ندارد خدا دعا را مستجاب کند. البته ثواب می‌دهد، پاداش می‌دهد، البته به اندازه‌ای پاداش می‌دهد که روایت داریم در روز قیامت کسانی که دعایشان مستجاب نشده آرزو می‌کنند ای کاش اصلا دعای ما مستجاب نشده بود که الان پاداش بیشتر مقام، منزلت بیشتر داشتیم. آن ثواب هست آن پاداش قطعی است که بعضی اوقات پروردگار عالم به طور غیر مستقیم پاداش در همین دنیا هم می‌دهد. از قرآن فهمیده می‌شود در همین دنیا پاداش می‌دهد، اما توجه به این مطلب ضروری است که اگر آن چه ما می‌خواهیم صلاح ما نباشد قطعاً دعا نباید مستجاب بشود. این فطرت ما، حکمت خدا اقتضای همین را دارد. در قضیه حضرت خضر و حضرت موسی تذکر به همین مطلب می‌دهد. در دو، سه جا که این قضیه حضرت موسی و حضرت خضر یکی از اسرار مهم قرآن است و به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام«قدّس‌سرّه» این قضیه خیلی اسرار شیعه را در بردارد و حل می‌کند قضیه قضا و قدر، قضیه جبر و تفویض قضیه بداء و امثال اینها در آن قضیه چنین است که حضرت خضر بچه بی‌گناه را کشت حضرت موسی اعتراض کرد چرا تفسیری که حضرت خضر در این جا می‌کند این است که پدر و ما در این پدر و مادر مؤمن بودند مقدس بودند و این پسر اگر بزرگ می‌شد، هم خودش کافر می‌شد هم پدرومادر را کافر می‌کرد و ما برای اینکه این پدرومادر را دوست داشتیم محبوب خدا بودند، مقدس بودند، ما این بچه را از اینها گرفتیم تا عاقبت اینها به کفر منتهی نشود، تا اینها بچه کافر تحویل جامعه ندهند، اما جمله ای که در روایات آمده دیگر در قرآن نیست این که پروردگار عالم به جای این پسر یک دختری عنایت کرد به اینها و از نسل این دختر پیامبرهایی به دنیا آمدند و این پدرومادر شدن جد و جده پیامبری الهی. این مسئله برای ما خیلی چیز حل می‌کند اگر راستی ما یک دعائی بکنیم که این دعا ضرر برای دین ما داشته باشد خوب معلوم است خدا این دعا را مستجاب نباید بکند. اگر هم از فطرت ما بپرسند که این دعا مستجاب بشود یا نه فطرت ما می‌گوید: نه. اگرما یک چشم بصیرتی داشتیم، اگرما ‌آینده را می‌دیدیم و می‌دیدیم که این دعای ما ضرر برای دین ما ضرر برای دنیای ما ضرر برای آبرو و شخصیت ما دارد خوب حتما می‌گفتیم. خدا، خدا، خدا این دعا را مستجاب نکن، نکن، نکن توجه به این مطلب یک امر ضروری است و بسیاری از دعاها که مستجاب نمی‌شود این است بچه سرما خورده است خربزه برای آن بد است خربزه می‌بیند داد می‌زند، گریه می‌کند مادرش دلش برایش می‌سوزد اما مادر مهربان به این خربزه نمی‌دهد، اگر راستی آن چه  ما می‌خواهیم خدا، خدا روی آن می‌کنیم این طور باشد خوب مادر مهربان نمی‌دهد خدایی که هفتاد مادر مهربان، مهربانتر است می‌دهد نه نمی‌شود بدهد. قائل به حکمت اقتضا می‌کند نه، خدا حکیم است خدا همینطوری کار نمی‌کند خدا این طور نیست که مثلا مثل یک مادر است که مهربان است مهربانش باعقل توأم نیست وقتی که ببیند بچه گریه می‌کند، التماس می‌کند به بچه خربزه بده خوب این بچه را می‌کشت گاهی این مهربانیهای بیجا که بعضی اوقات هم در پدرومادرها اتفاق می‌افتد یک مهربانیهای بیجا که منجر به بدبختی بچه می‌شود این چون غیر حکیم است چون جاهل است خدا حکیم است در قرآن شریف چندین جا خدا حکیم است معنای اینکه خدا حکیم است یعنی بی جا کار نمی‌کند. اگر صلاح ما باشد دعای ما مستجاب است واما اگر صلاح ما نباشد هر چه التماس کند فایده‌ای ندارد یعنی آنچه می‌خواهد اما دعا بدون فایده نمی‌شود. قطعا دعا مستجاب است قطعا ثواب دارد ثواب دعا از حج و عمره هم بالاتر است، اگر حج و عمره آن امتیازها دارد برای آنکه در آن جا دعا هست راز و نیاز با خدا هست رابطه با خدا هست؛ لذا توجه به این مطلب که خدا پاداش می‌دهد بالا به اندازه‌ای که اگر چشم‌ها تیزبین باشد. می‌گوید: ای کاش دعای من مستجاب نمی‌شد تا پاداش بیش از این داشتم آن ثواب هست، قطعا هست، هر که دعا کند پروردگارعالم به او ثواب می‌دهد ثواب بالا، بالا اما اینکه آن چه می‌خواهد پروردگار عالم بدهد این باید مصلحت روی آن باشد اگر مصلحت باشد می‌دهد اگر مصلحت نباشد نه یک جمله علمی ‌هم برای همه شما بگویم و این جمله علمی‌ از نظر فلسفه خیلی جمله بالایی است اگر در قالب علم فلسفه آن را بریزیم خیلی ارزنده است، اما من در قالب علمی ‌نمی‌ریزم به عنوان یک مثال برای شما می‌گویم و آن این است خدا آیا رحیم است یا نه؟ خوب اگر کسی بگوید نه خدا قبول ندارد خدا رحیم است خدا آیا عالم به حال ماست یا نه اگر نه خدا قبول نداریم اگر آری که خدا صدرصد عالم است به حال ما. سوم: خدا آیا قادر است که آن چه می‌خواهیم بدهد یا نه بگوییم نه خدا نیست پس باید بگوییم آری خدا جواد است. خدا حکیم است یا نه، نه خدا نیست آری پس آن چه هست طبق حکمت است خوب وقتی چنین باشد این دعایی که مستجاب نشده که خدا عالم است به حال ما خدا قادر است به این که این دعا را مستجاب کند خدا حکیم، خدا جواد، خدا رحیم از این جا باید پی ببریم این استجابت دعا آن چه خواستیم خدا به ما نمی‌دهد یک مصلحتی برای ما هست که اگر بدهد آن مصلحت نسبت اصلا خدا از حکمت می‌افتد اصلا خدا از رافت می‌افتد مثال: عوامانه اش مثل اینکه همان مادر دلسوزی کند غذایی که مسموم است بدهد به بچه اش برای اینکه بچه اش مادر، مادر می‌کند این غذای مسموم را می‌خواهد خوب آن مادر را می‌گوییم مهربانی‌اش احمقانه است اما درباره خدا حکیم است جواد است عالم به حال ماست قادر به رفع احتیاج ما استجابت دعای ماست، پس اگر دعای ما را مستجاب نمی‌کند باید برای خاطر حکمتش باشد. یعنی باید برای این باشد که یک مصلحت تامه ملزمه‌ای در کار است؛ لذا دعای ما مستجاب نشده است یکی از بزرگان گفته بود به یک کسی که تشرف داشت به آقا بگو من هشت تا درد دارم سرتا پایم درد است امام زمان، امام زمان هم خیلی می‌کنم توسل به شما خیلی دارم چرا به فریاد من نمی‌رسی، آن که خدمت آقا رسیده بود آقا فرموده بود یک دردت را یادت رفت نه تا درد داری فلان درد هم هست اینکه گفتی هشت تا نه، نه تا اما صلاح تو در این است که این نه تا درد را داشته باشی و نمی‌شود وقتی صلاح تو در این است من شفیع شوم یا من خودم این دردهای تو را شفا بدهم. نباید از این ها گذشت آن قضیه شیخ حسین حلی یک طلبه‌ای بوده است در نجف، طلبه مقدس، طلبه خوب دیگر کم کم پیر هم شده بود و این قضیه‌اش در میان اهل علم خیلی مشهور هست این آقا سل داشت آن وقت سل قابل مداوا نبود الان هم سخت است فقر داشت در قضیه شدیدی بود اتفاقا عاشق یک زنی هم شده بود و تو دل داشت به احدی هم نمی‌توانست بگوید که چه مصیبتی برایم جلو آمده بالاخره تصمیم گرفت از آقا بخواهد و چهل شبانه روز رفت مسجد سهله به تجربه اثبات شده است آن کسانی که اهلیت داشته باشند اگر چهل تا شب چهارشنبه بروند مسجد سهله یک نظر لطفی به آنها می‌شود مثلی که الان رسم شده شب‌های چهارشنبه مسجد جمکران می‌روند این هم چهل شب چهارشنبه رفت مسجد سهله آن شب آخر وضع حالش خیلی بد بود و روی سکوی مسجد نشسته بود چرا آقا نیامد یک دفعه آقا آمدند نشستند یک قهوه‌ای تعارف آقا کرد، آقا قهوه را یک مقدار خوردند ما بقیه‌اش را دادند گفتند: بخور بعد خود آقا فرمودند: برای سه کار آمدی یکی برای اینکه سلت خوب بشود، خوب شد یکی راجع به آن دختر به تو می‌دهند خواستگاری کن درست می‌شود یکی هم راجع به فقرت این فقر تو صلاح است نمی‌شود فقیر نباشی والا برای دنیا برای آخرتت ضرر دارد. فقر تو مقدر است مقدر حتمی‌ باید باشد و یک دفعه دید که آقا نشیند سینه‌اش خوب شد آن دختر را هم خواستگاری کرد و به او دادند و آن قضیه ضیغ و معشیت و فقرش بود تا مرد نظیر این قضایا زیاد است نظیر این حکایت‌ها  زیاد است اما عمده آن که قرآن رویش پافشاری دارد این قضیه حضرت خضر و حضرت موسی که این  قضیه اسراری دارد قرآن شریف حکایت نمی‌گوید قرآن کتاب حکایت کتاب قصه نیست در آن حکایت‌ها  در آن قصه‌ها اسراری نهفته است و من جمله از این اسرارها در این هفت، هشت، ده تا آیه حضرت موسی و خضر به ما می‌گوید: راضی باش به مقدارت الهی تسلیم باش در مقابل خواست خدا، البته تو باید فعالیت خودت را بکنی راجع به دنیا راز ونیاز با خدا این وسیله است این از اسباب است راجع به استجابت دعا؛ لذا تو دعا خدا، خدایت را بکن کمیلت را بخوان در ماه رجب روزه ات را بگیرد دعایت را بکن اما تسلیم باش در مقابل حکمت خدا. یکی از کارهای زشتی که همه ما داریم اما پروردگار عالم چون خیلی رئوف و مهربان است به ما محل نمی‌دهد این است که ما بستانکار از خداییم چرا، چرا در مقابل خدا کم کم یأس در دعا کم کم به مردم از خدا و اینها یک مقدار بشکافیم، یک مقدار ریشه‌یابی کنیم سراز کفر در می‌آورد به قول حافظ چه خوش می‌گوید:

    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن               که خواجه خود روش بنده پروری داند

    تو خدا، خدا کن این را خدا دوست دارد تو خدا، خدا کن این مطابق با فطرت توست تو خدا، خدا کن قرآن تو پیغمبر و ائمه تو کارشون بود اصرار هم دارند تو بگو خدا و اما اینکه خدا آن وظیفه دارد ما یک وظیفه داریم بگوییم خدا، خدا یک وظیفه دارد طبق مصلحت دعای ما را مستجاب کند اگر مصلحت باشد مستجاب می‌کند اگر مصلحت نباشد هیچ اما هیچ یعنی راجع به آن دعایمان و اما راجع به این که پاداش می‌دهد عاقبت به خیری می‌دهد به قول آن روایتی که الان خواندم گاهی این اولاد را می‌گیرد واولاد دیگری آن اولاد صالح شایسته می‌دهد اینها قطعی است اینها از نظر اسلام دو، دو، چهار است و همه ما باید عقیده به آن داشته باشیم همین الان مثلا یک خانمی‌بچه دار نمی‌شود هی گریه، رازی ، توسل این طرف، آن طرف نمی‌شود خوب بالاخره نمی‌شود حالا الان به این خانم بگویید خانم خدا یک دختر بهت می‌دهد اما این دختر در وقتی که بزرگ شد بی‌عفت است بی‌عفتی‌اش آبروی تو و طائفه را می‌برد راضی هستی به این دختر می‌گوید: نه تو که پسر نداری اگر خدا یک پسر به تو بدهد دانشگاه برود متخصص بشود اما بعد از تخصصش زیر پل اسلام بزند، آیا می‌خواهی؟ نه. همه دعاهای ما که مستجاب نمی‌شود چنین‌اند، یک نکته ای دارد که ما اگر به آن نکته پی ببریم اگر ما چشم بصیرت پیدا بکنیم حتما با آن نکته خوشحالیم از اینکه دعای ما مستجاب نمی‌شود. پیغمبر اکرم و حضرت زهرا و ائمه طاهرین اینطور بودند، «وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ یشاءَ اللَّه‏»؛ تسلیم آن چه خدا می‌خواهد، خوشحال به آن چه خدا مقدّر کرده است و چیزی در این جهان نبینند جز سعادت. چیزی در این جهان نبینند جز جمال.

                 به دریـــا بنگـــرم دریــا تو بینـــم                          به صحرا بنگریم صحرا تو بینم

    به هرجا بنگرم کوه و در و دشت                           نشان از روی زیبای تو بی نام

     برسدبه این جا نه بالاتر برسد به این جا حضرت زینب«سلام‌الله‌علیها» در مجلس ابن زیاد وقتی که ابن‌زیاد جسارت کرد که دیدی خدا چه به سر شما آورد حضرت زینب بلند شدند گفتند: «ما رأیت الّا جمیلا»؛ به! چقدر زیباست. این جمله حضرت زینب به عقیده من که له کرده ابن زیاد را از آن مبارزه زینب هم خیلی بالاتر است راستی انسان برسد به یک جا در مقابل دشمن بکوبد دشمن را به جمله «ما رأیت الاّ جَمیلا». شما همه باید شیطان جنی شیطان انسی را بکوبید به این که من دعا می‌کنم وظیفه است پروردگار عالم هم وظیفه ای دارد اگر صلاح من است دعای من مستجاب است اگر صلاح من نیست، نیست. خدا را قسمش می‌دهد به حضرت زینب«سلام‌الله‌علیها» با آن حالی که در مسجد ابن زیاد داشت این حالت را به همه ما عنایت بفرماید.


    [1]. فرقان، 77: «بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کند.»

    چاپ دانلود فايل صوتي
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365