أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ
بریته ابیالقاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع
الانبیاء و المرسلین سیما بقیۀ اللهِ فی الارضین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
بحث ما به جای حساسی و به جای خوبی رسیده است. اصل بحث راجع به
دستورالعمل برای سیروسلوک بود. دستورالعمل را از قرآن گرفتیم،که قرآن به پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» داده بود.برای اینکه با نبوت را به منزل برساند؛ لذا معلوم است
اصل دستورالعمل، خیلی مهم است، دستورالعمل رسید به این آیۀ شریفه: «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً»؛ یا رسول الله با دعا، رازونیاز با خدا، تضرع زاری، استغفار، این
بار را به منزل برسان دربارۀ دعا و راز و نیاز با خدا، بحثهایی داشتیم و بحث آخر
رسید به اینجا که ما چه از خدا بخواهیم، گر چه گفتیم ما همه چیز باید از خدا بخواهیم
و به قول خود خدا به حضرت موسی فرمود:نمک آشت را هم از من بخواه؛ لذا این حال تزلّل،
این حال فقر محض را باید فراموش نکنیم و هر چاه داریم از اوست و هر چاه می خواهیم
هم از اوست. این جمله فراموش نشود. اما در میان دعاها یک دعاهای مهمی هست که وقتی
حال پیدا کنیم، وقتی مثل ماه رجب زمانی پیدا کنیم، وقتی مثل حرم حضرت رضا«سلاماللهعلیه» مکان خوبی پیدا
کنیم، این دعاها در رأس دعاهای ما باشد، مهمترین دعاهای ما باشد، دعای اول راجع به
فرج و ظهور آقا، دربارهاش صحبت کردم وگفتم اگر دنیا بخواهیم عجل فرجهم،اگر آخرت
بخواهیم عجل فرجهم و دعای برای فرج هم دنیا دارد هم آخرت و اگر آقا بیاید یک زندگی
صد درصد پر از نشاط، پر از غنا، یک زندگی صد درصد پر از عدالت اجتماعی، پرازامنیت
اجتماعی زندگی منهای غم وغصه، زندگی منهای دلهره،اضطراب خاطر، زندگی منهای گناه، زندگی
منهای تبعیض، زندگی منهای فساد اخلاقی،و یک مدینۀ فاضله، اگر هم آخرت بخواهیم دعای
فرج ثوابش بالاتر از هر عبادتی است. به اندازهای ثواب دارد انسان را می برد در خط
مقدم جبهه،آن هم خط مقدم جبهۀ رسول الله، انسان را می برد در حد شهادت، آن هم
شهادت در مقابل پیغمبر اکرم وغوطهور شدن درخون خود ثوابی بالاتر از این حتی از این
نظر ثواب بالاتر از جبهه،ثواب بالاتر از شهادت، دیگر چه رسد ثواب بالاتر از هر حج
عمرۀ مقبولی. از این جهت سفارش کردم، الان هم تکرار می کنم، تقاضا دارم این دعای
فرج را فراموش نکنید، تقاضا دارم به یاد امام زمان خیلی باشید، تقاضا دارم زیارت
جامعۀ کبیرۀ صبحگاهی شما و مثل یک سرباز مجهز در مقابل امان زمان این زیارت جامعه
را بخوانید.
دعای دومی که هم در موردش صحبت کردم، عاقبت بخیری است. مرحوم آقای
اشراقی داماد حضرت امام«قدّسسرّه» مرد ملایی بود، ایشان گفته بود در خدمت حضرت امام بودم،حرف جلو
آمد، ایشان از من سؤال کردند و گفتند اگر به شما بگویند یک دعای مستجاب داری چه
دعایی میکنی؟ آقای اشراقی گفته بود: من به حضرت امام گفتم سؤال را کردی جواب را هم
خودتان بدهید. حضرت امام فرمودند: من از خدا عاقبت به خیری میخواهم، انصاف کلام
درّ است و این جمله «اللّهمّ اجعل عاقبة أمرِنا خَیرا، أللّهمّ اصلح أمر آخرتنا و
دُنیانا» را فراموش نکنید دعای خوبی است از خدا بخواهید عاقبت شما به خیر شود و
عاقبت به خیری سه معنا داشت که معنا کردم. دعای سوم که امشب مورد بحث است و این هم
خیلی مهم است، اینکه از خدا بخواهیم دین ما حفظ بماند ما متدین باشیم، اولآً و این
تدین تا آخر برود، این هم خیلی مهم است و ما میبینیم بزرگان حتی ائمه ظاهرین«سلاماللهعلیه» روی این دعا،
روی این خواست، خیلی پافشاری دارند. در ماه مبارک رمضان پیامبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» بودند. نزدیک بیستویک ماه مبارک رمضان شد پیامبراکرم رو کردند به
امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» فرمودند یا علی میبینم که این ریش تو رنگین میشود به خون سر تو
و در همین ماه مبارک رمضان شب بیست شقی تو را شهید میکند. یک جمله هم امیرالمؤمنین
دارند جمله خیلی رسا، یک سرمشق برای ما، امیرالمؤمنین عرض کردند که: یا رسولالله!
أفی سلامة دینی»، با سلامت دین این کار میشود من شهید میشوم؟ حضرت فرمودند: نعم.
معلوم میشود بالاترین دعاها این است که انسان از نظر دین سالم بماند. گاهی انسان
از نظر جسم سالم است، خیلی خوب است. گاهی از نظر روح سالم است خیلی خوب است ولی
گاهی از نظر دین سالم است این خیلی خوب است، دین سالم مشکل است انسان داشته باشد.
در دین نه حال افراطی داشته باشد نه حال تفریطی، بسیار مشکل است، دین را از امیرالمؤمنین
علی«سلاماللهعلیه» بگیرد خیلی مشکل است تسلیم صد در صد امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» باشد، معنای شیعهگری
همین جاست. جا پای امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» میگذارم، یک شیعهگری معنایش این است که من از نظر عمل چنین هستم،
این مختص به سلمانها به اباذرها مختص به بزرگان دین است، اما یک معنایش که همه باید
داشته باشیم، سلامت دین، نا دین را از امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» بگیریم، پا
بگذاریم جای پای علی«سلاماللهعلیه» و هر چه او عقیده دارد، ما عقیده داشته باشیم، هوی و هوس ما در دین
ما کار نکند شیطان درون، شیطان برون در دین ما کار نکند از خود درآوری در دین ما کار
نکند، نه افراط نه تفریط حد توسط آن عقیده امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه». قرآن سرمشق ما
قرآن باشد نه چیز دیگری نه کس دیگری. راهنمای ما امیرالمؤمنین علی«سلاماللهعلیه» باشد نه چیز دیگری
نه کس دیگری و اینکه فرمودهاند از مو باریکتر است، از شمشیر برندهتر است از
آتش سوزندهتر است اینجاست والا اسلام سهل است دین آسان است آن که کار را مشکل میکند
اینکه سلامت دین، مثل سلامت جسم مثل سلامت روح، و اگر بخواهیم از نظردین سالم باشیم،
ذرهای باید این طرف و آن طرف نباشد. در همین آیه غریق که سافرش کردم زیاد بخوانید،
امام صادق دعا را یاد دادند، دعا خیلی آسان است و فرمودند برای سلامت دین، برای
عاقبت به خیری این دعا را بخوان، «بِسماللهالرّحمنالرّحیم،
یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقبل القلوب ثبّت قَلبی علی دینک»؛ این میخواست که پس بدهد گفت بسماللهالرحمنالرحیم یا الله یا
رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب و الأبصار ثبّت قلبی علی دینک»؛ امام صادق جلویش را
گرفتند فرمودند، خدا مقلب القلوب و الابصار هست بله اما آن دعا که من گفتم تو باید
بخوانی، چرا ابصار اضافه کردی؟ این معنایش این است که ما در دین باید بگیریم از امیرالمؤمنین
علی«سلاماللهعلیه» و نه از شیطان انسی، شیطان جنی، نه از هوی و هوس، نه از نفساماره،
نه از صفات رذیله، و وقتی یک بررسی ببینیم که دین نود و پنج درصد مردم یا افراطی
است یا تفریطی است، یعنی مخلوطش کردهاند، هم شیعهگری دارد هم از خودش هم شیعهگری
دارد. هم از هوی و هوساش، هم شیعهگری دارد هم سنیگری، هم شیعهگری دارد هم غربگری،
هم شیعهگری دارد هم شیطانگری و این دین نمیشود ناسالم و من به جوانها سفارش کنم
دین را باید از امیرالمؤمنین گرفت. خوب امیرالمؤمنین و فرزندانش که نیستند که الان
من بروم به ایشان عرضه بدارم دینم را، بزرگان مثل همین سید حسنی در شاهعیدالعظیم
خوب ایشان یکی از علمای بزرگ است. این آمده دینش را عرضه میدارد به امام هادی«سلاماللهعلیه» و اصلاً رسم
اصحاَب خاص این بود که میآمد خدمت ائمهطاهرین میگفتند که میخواهیم دوینمان را
عرضه بداریم به شما ببینیم آیا این شما پسندی یا نه؟ که همین سید حسنی وقتی دینش
را عرضه داد به امام هادی، امام هادی فرمودند بله این جدم است. این دین امیرالمؤمنین
است این دنی ماست خوب آنها نیستند الان چه باید بکنیم؟ متخصص در دین یعنی روحانیت
ملای باسواد عاقل یعنی مراجع تقلید، این رساله مرجع تقلید را یک ذره نباید کم کنیم
یک ذره نباید زیاد کنیم صد در صد باید متابعت از این رساله بکنیم از عالم متخصص در
دین که متخصص باشد، متهد باشد عاقل باشد زد و بند دینیاش بالا باشد باید از این دین
را گرفت خود حضرت ولی عصر«عجلّاللهتعالیفرجهالشّریف» هم فرمودند از این سؤال میکند آقا در نبود شما از کی دین بگیرم
فرمود: «و أما الحوادث الواقعه فرجعوا الی روات الا
حادیثنا فانه حجتّی علیکم و أنا حجه الله»؛ در زمان
غیبت دینت را باید از مجتهد جامعالشرایط بگیری. اتفاقاً به جای مجتهد جامعالشرایط
فرموده آنهائی که راوی حدیث مایند، یعنی از ابوحنیفه نگیر که هوی و هوس و عقلش در
دینش کار میکند قیاس میکند استحسان دارد آنکه پایبند به روایات ماست، مرجعتقلیدی
که پایبند به قرآن و روایات ماست، دین را از این نگیر؛ لذا دین را از غیر این
گرفتن خیلی انحراف بار میآورد، ما به عنوان انقلاَب قبل از پیروزی بعد از پیروزی یک
افرادی را داشتیم که اینها دین ارائه میدادند و چون کلماتشان انقلابی بود، جوان
پسند و جوانها را جذب بکن و گرفتن دین از اینها ناگهان منافقین درآمد خانههای تیمی
در آمد تمام کتابهای آن آقا در آن خانه تیمی در همه خانههای تیمی پیدا شد. الان
هم چنین است الان آن هم یک افرادی که دینشان را از غرب گرفتند از یهودیها از
نصرانیها الان دارند تزریق میکنند در مغز جوانها و چون رنگ و آداب علمی دارد نگ
و اَب شعری دارد جوانها جذب میشوند میشود دین ناسالم و خیلی خطر هست و در زمان
ما این خطر خیلی بیشتر شده من از همه مخصوصاً دخترها، پسرها تقاضا دارم ببینید دینتان
را از چه کسی میگیرید و در زمان استجابت دعا از خدا بخواهید که خدایا دین من سالم
باشد. حال انحرافی تفریط، افراط چیزهایی که از دین نسبت به نام دین در عقیده من پیدا
نشود و من فکر میکنم این دعا حتی از دعاهای فرج از دعای عاقبت بهخیری هم خیلی
بالاتر باشد. گفتم امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» وقتی که خبر شهادت دادند این جمله از ایشان است «أفی سلامة مِن دینی؟».
میثم تمار یکی از اولیاءالله است خیلی بالاست. به اندازهای بالاست که امیرالمؤمنین
علم بلایا علم منایا به او داده است به اندازهای بالاست که سردار ادعا میکند
مردم بیایید از من بپرسید هر چه میخواهید من علم بما کان و ما یکون و ما هو کائن
دارم. ادعای امیرالمؤمنین را این شاگرد امیرالمؤمنین سردار کرد در حالی که بیش از
4 سال هم شاگردی امیرالمؤمنین را نکرده بود. امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه» یک روز با این
میرفتند یک درخت خرما را نشان دادند و فرمودند این دار توست! و ابنزیاد تو را به
دار میکشد روی همین درخت، بعد هم دهنه میزند به دهن تو و بعد هم یک نانجیب شقی میآید
خنجری به پهلوی تو میزند، خون جاری میشود، شهید در راه ولایت میشوی. این گوش
داد معلوم است خیلی خوشحال شد، اما این جمله را او هم دارد گفت یا امیرالمؤمنین!
«أفی سلامة مِن دینی؟»؛ دینم را سالم میبرم؟ تشیعام را سالم میبرم؟ در این جزر
و مدها خودم را نمیبازم؟ دینم سالم میماند؟ فرمودند: آری. که بعد از امیرالمؤمنین
در زمان ابنزیاد بعد از شهادت امام حسین«سلاماللهعلیه» بود، این را گرفتند آوردند پیش ابنزیاد گفت که مولایت گفته
دربارهی تو چه و... و تمام خصوصیات را گفت. گفت من همه کار میکند دهنه به دهانت
نمیزنم تا دوغگویی او معلوم بشود، گفت: احمق نمیتوانی دستور دارد او را به دار
بردند دارهای آن زمان طناب از کمر بسته میشد، دوسه روز آن بالا از تشنگی از سرما
از گرما تا میمرد. این رفت بالای دار مردم جمع شدند پای دار، این دید عجب منبر
خوبی پیدا کرد. شروع کرد به فضایل امیرالمؤمنین«سلاماللهعلیه»، به نقایص بنیامیه،
معاویة ابن زیاد و یک شورشی شد و خبر دادند که اگر چند لحظه دیگر شورش میشود گفت
دهنه بزنید به دهنش بعد از دو سه روز یک شقی آمد، جوانها اگر انسان منحرف در دین
شد این میشود گفت که میثم نمازهای شب تو، مبارزهای در دین تو، کمک کردن به فقرایت،
تقدس تو تقوا را میدانم میدانم یک آدم متقی یک آدم مقدسی هستی، اما برای اینکه
ابنزیاد خوشش بیاید این نیزه را به پهلوی تو میزنم نیزه را زد به پهلو خون جاری
شد و میثم تمار سردار از دنیا رفت. این جمله اَب سلامت ان دینی، از همین آقا که
سردار میگوید بیایید از من بپرسید از «ما کان و ما یکون ما هو کائن» عالم زیر دست
امیرالمؤمنین علم بلا یا منایا اما میترسد از اینکه دینش سالم نباشد دین سالمش
ناگهان مریض شود، زود هم مریض میشود، با یک انحراف با یک جرقه با یک جلسهای که
نباید در آن جلسه شرکت کند، گاهی جلسۀ گناه است نباید شرکت کند، گاهی جلسه ثواب
است آنکه جلسه ثواب را اداره میکند لیاقت ندارد اگر دومی گناهش بالاتر از آن جلسۀ
غنا و کنسرت موسیقی اگر گناهش بیشتر نباشد، کمتر نیست، مگر میشود دین را از کسی
گرفت، مگر میشود سیر و سلوک را از هر کسی گرفت، مگر میشود انسان تابع غیر از
مراجع تقلید باشد و اگر بخواهید دینتان سالم باشد دین را از مرجع تقلید باید گرفت
و من از همه مخصوصاً جوانها تقاضا دارم مواظب دینتان مواظب سلامت دینتان باشید.
شیطان جنی شیطان انسی از کم شروع میکند ولی به کم قانع نیست و معمولاً ترزیق میکند
در دین چیزی که از دین نیست به این میگوییم بدعت و بالاترین گناهان در اسلام بدعت
است، یعنی وارد کردن در دین چیزی که از دین نیست کمکردن از دین یا زیاد کردن در دین
به این میگویم بدعت، گناهش خیلی بزرگ است.
قاسمابن اعلی همدانی یکی از یاوران امام زمان است که در زمان غیبت
صغری وکیل امام زمان بوده در آذربایجان و در زنجان فعلی در تبریز فعلی و بالاخره
در این محوطه وکیل آقا بوده است آقا در غیبت صغری در ایران خیلی وکیل داشتهاند. چهار
نایب داشتند به نام نایب خاص و بیش از صد وکیل داشتند که این وکلا از طرف امام
زمان نامه خدمتش میآوردند خدمت آقا پول میدادند خدمت آقا نامه میدادند گاهی
بلاواسطه مثل این قاسم اعلای همدانی بلاواسطه گاهی هم بعضی با واسطۀ آن نواب اربعه
و چیزی که باید توجه داشته باشیم در غیبت کبری امام زمان همه اینها را مأکول کرد
و فرمود مرجع تقلید معلوم میشود مرجع تقلید مقامش خیلی بالاست که جای نایب خاص
امام زمان نشست گفت آنها دیگر هیچ کدام نه «و أما الحوادث الواقِعَه فَارجِعوا الی رُوات أحادیثنا فَأنهم حجتّی
علیکم و أنا حجةُ الله»، که به نام حجة الله، حجت
امام زمان هم نامیده شده این قاسم بن اعلای همدانی در زمان غیبت صغری نیابت خاص از
امام زمان داشت، در آذربایجان یک بزرگی به نام محمد بن صفوان میگوید رفتم سری به
این بزنم کور هم بود، پیرمرد کوری هم بود، دیدم خیلی ناراحت است، بارکالله به این!
دیدم غم میخورد غصه میخورد گفتم که آقا غم و غصه دارت میبینم گفت راستش این است
نامه نوشتم خدمت آقا 40 شبانهروز است جوابش نیامده میترسم اقا از من نگرانی داشته
باشد. میگوید من دو سه روز پیش این آقا ماندم ببینم چه میشود. یک روزی سر ناهار
سرسفره قاصد آمد از طرف امام زمان و نامه آورد خیلی خوشحال شد، که معلوم میشود
امام زمان از من نگرانی ندارد و جواَب نامهام را داده نامه را داد به کاتبش گفت
بخوان نامه را می خوانده اظهار لطف از امام زمان اظهار ارادت پولهایی که داده بود
رسید ولی در وسط نامه کاتب ماند و دیگر نخواند گفت: چرا نمیخوانی؟ گفت یک چیزی
نوشته میترسم نارحتتان بکند نه هر چه امام زمن نوشته من راحت هستم گفت: آقا امام
زمان فرموده جمع و جور کن کارت را 40 شبانهروز دیگر میمیری. تا این جمله را گفت
با یک نشاطی گفت آقا ننوشتهاند که با سلامت دین میمیرم یا نه گفت چرا آقا فرمودهاند
با سلامت دین میمیری. همان أفی السلامة من دینی امیرالمؤمنین و همان أفی السلامة
من دینی میثم تمار را همین آقا نایب امام زمان گفت خیلی خوشحال شده خیلی دیگر بنا
کرد کارهایش را جمع و جور کند. اما او همّ و غم و کار لازمش این بود یک همسایۀ سنی
داشت با این خیلی حرف زده بود نتوانسته بود این را شیعه کند دید حالا میشود شیعه کرد. او را خواست و گفت
آقا امام زمان به من فرمودهاند 40 شبانهروز دیگر میمیری. این بنا کرد قاه قاه
بخندد اینها چه چیزی است مگر نمیبینی که قرآن گفته است که هیچ کس نمیداند چه
وقت میمیرد جز خدا. گفت بله علم او هم علم خداست حالا بیابا هم شرط میبندیم اگر
من 40 شبانهروز دیگر مردم تو شیعه بشو و اگر نه به عنادت، لجاجت باقی بمان یعنی
رفت باز هم روی دین تبلیغ دین که اتفاقاً 40 شبانهروز بعد اینکه مرد مُرد، آن سنی
شیعه شد و فهمید خبری هست. دو دفعه یکی از کارهای اساسیاش این بود شنیده بود یک
پسر لاابالی دارد این پسر لاابالیاش را خواست گفت که من میمیرم بیا توبه کن، بیا
با امام زمانت آشتی بکن بدان و اگر راستی آشتی بکنی بدان امام زمان تو را به جای
من وکیل میکند که آن هم دست از کارهای زشتش برداشت و اتفاقاً بعد از مرگ آن هم وکیل
امام زمان شد به جای آن آقا. اما آنچه مهم است و معجزه حرف سوم روز چهلم همین
محمدبنصفوان میگوید روز چهلم مهیا بود. نماز صبح را خواند در تعقیب توسل پیدا کرد
به امام زمان امنا توسلش به چهارده معصوم بود برای انکه ما باید توجه داشته باشیم
توسل به چهارده معصوم آنها واسطه بشوند تا آقا امامزمان نظر لطف به ما کنند. میگوید
این توسل پیدا کرد دفعۀ اول السلام علیک یا رسولالله السلام علیک یا امیرالمؤمنین
رفت تا آخر دودفعه توسل پیدا کرد سه دفعه توسل پیدا کرد در وسط توسلش یک اَب سیاهی
از چشمش خوب شد روشنضمیر بود، از نظر ظاهر هم روشنبین شد، چشمهایش خوب شد، میگوید
یک ساعتی طول نکشید این روشنضمیر این روشنبین بنا کرد سلام کند به چهارده معصوم.
چهارده معصوم آمدند و خوابید از دنیا رفت. معلوم است چهارده معصوم روح مبارک این
را بردند پیش خودشان. ابن أفی سلامةمن دینی
را اینها خیلی به آن اهمیت میدادند و زمان ما زمانی است که برای بچههایمان من
نمیگویم که به فکر بچهها نباشید باید باشید به فکر جهیزیهیشان به فکر
شوهردادنشنان به فکر تأمین آتیه برای چههایتان زن دادن پسرهایتان دعای برای آنها
برای ازدواجشان، برای فقرشان، اینها همه خوب، اما مهم این است که پدر و مادرها
دعا کنند برای سلامتی دین فرزندانشان. یک دفعه این در گرانبها را بدهند خیلی بد. من از همه شما تقاضا دارم وقتی حالی پیدا میکنید
دعا کنید خدا بچههایتان را حفظ کند از شر این افراد مفسد، افراد فاسق. دعا کنید دین
بچههایتان سالم باشد مخلوطی نداشته باشد ما متأسفانه در همه چیز مخلوطی داریم،
تقاضا دارم این دعا را در مضاناستجابه دعا برای نسل جوان بر مخصوصاً خودتان به
شما بگویم قرآن هم میفرماید الان دشمن مهیا شده است برای اینکه نسل جوان را
نابود بکند «یهْلِک الْحَرْثَ وَ النَّسْل»، و نابودی جوانها به این نیست که آنها را بکشند نه. بالاتر از این
است نابودی نسل جوان این است که دین را از نسل جوان بگیرند معلوم است وقتی دین را
از جوان گرفت دیگر از هر کشتنی، بالاتر است روح اگر نباشد این انسان از هر درندهای
درندهتر است، «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ
اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکمُ الَّذینَ لا یعْقِلُون»[1]
[1]. أنفال،
22: «قطعاً بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانىاند که نمىاندیشند.»