أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ
بریته ابیالقاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع
الانبیاء و المرسلین سیما بقیۀ اللهِ فی الارضین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
بحث جلسه قبل دربارۀ ذکر بود و اینکه ما باید همیشه به یاد خدا باشیم.
گفتم قرآن شریف این ذکر را میخواهد، خیلی میخواهد؛ به قول امام صادق«سلاماللهعلیه»، خدای تبارک و
تعالی از ما هر چیزی را که خواسته است محدود خواسته است، اما یک چیز را نا محدود
خواسته است؛ هر چه میتوانیم و آن یاد خداست، «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثیراً، وَ
سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ أَصیلاً»[1]
ای مسلمان به یاد خدا خیلی باش، صبح و شام باش. یعنی همیشه به
اندازۀ قدرت به یاد خدا باش. و دربارۀ مؤمن قرآن میفرماید که یکی از صفات مؤمن همین
است: «الَّذینَ یذْکرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ
قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ
الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَک فَقِنا عَذابَ النَّارِ»[2]
مؤمن آن است که در هر حال به یاد خدا و با خدا مکالمه دارد، با خدا
راز و نیاز دارد و بالأخره از خدا میخواهد عذاب دردناک دنیا و آخرت نداشته باشد،
و در روایات ما یاد خدا، این ذکر فوقالعاده سفارش شده است. حتی این تسبیحات حضرت
زهرا«سلاماللهعلیها» که یک ذکر است، یک تسبیح است، یک حمد است، به اندازهای پیش پیغمبر،
پیش حضرت زهرا و پیش ائمه طاهرین«سلاماللهعلیهم» اهمیت دارد که پیغمبر فرموده است: بهتر از دنیا و آنچه در دنیاست.
حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» پذیرفته است اینکه بهتر از دنیا و آنچه در دنیاست و امام صادق«سلاماللهعلیه» فرموده است:
تسبیح مادرم زهرا پیش من از هزار رکعت نماز بهتر است. نباید از اینها ساده بگذریم
و در شأن و نزول همین تسبیحات حضرت زهرا دارد که حضرت زهرا آمدند یک همکار از پیغمبر
اکرم برای خودشان بگیرند. و معلوم است نباید پیغمبر اکرم در مقابل حضرت زهرا نه
بگوید؛ لذا فرمود که زهرا جان، قبل از آنکه خواهشش را بکند، گفتم زهرا جان میخواهی
یک چیزی به تو بدهم که از دنیا و آنچه در دنیاست بهتر است؛ بعد از نمازها 34 مرتبه
بگو الله اکبر، 33 مرتبه بگو الحمدالله، 33 مرتبه بگو سبحان الله. که مشهور شد به
تسبیح حضرت زهرا. و تشیع روی این تسبیح حضرت زهرا خیلی پا فشاری دارد و یک شعار
برای شیعه شده. جا هم دارد. حضرت زهرا آمدند خانه پیش امیرالمؤمنین گفتند که رفتم یک
همکار بگیرم اما پدرم یک چیزی یادم دادند که بهتر از دنیا و آنچه در دنیاست. اینها
مکتب شیعه است. اینها روش، منش شیعه است. و اینها آمیخته شده در دین و مذهب تشیع
است و ما باید حتماً تا میشود به یاد خدا باشیم. چیزی که به همه مخصوصاً به
جوانها بگویم. قرآن شریف میفرماید: اگر این یاد خدا، این ذکر خدا، این ورد خدا در
زندگی تو نباشد، فوقالعاده زندگی خطرناک میشود. آخرت هم خطرناک میشود. میفرماید:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً وَ
نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمى»[3]
کسانی که اعراض از ذکر خدا، از یاد خدا داشته باشند، در زندگیشان،
در دلشان یاد خدا نباشد؛ اینها یک زندگی ناخوش دارند. یک زندگی توأم با گره روی
گره، مشکل روی مشکل، در روز قیامت هم کور وارد صف محشر میشوند. با خدا راز و نیاز
میکند: «رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی أَعْمى
وَ قَدْ کنْتُ بَصیراً»[4]
من در دنیا چشم داشتم، چرا اینجا کورم؟ قرآن میفرماید خدا خطابش میکند:
«کذلِک أَتَتْک آیاتُنا فَنَسیتَها وَ کذلِک الْیوْمَ تُنْسى»[5]
تو در دنیا ما را فراموش کردی، و ما در اینجا تو را فراموش کردیم؛
معلوم است وقتی ما تو را فراموش کنیم، کوری، بدبختی، شقاوتمندی، و اگر ما چیزی
نداشتیم برای اعراض از ذکر و یاد خدا به غیر این آیه، بس بود اینکه ما در زندگیمان
به یاد خدا زیاد باشیم، برای خودمان ذکری، وردی انتخاب کنیم. و این اذکار را تا میشود
بگوییم. حتی قرآن میفرماید اگر به یاد خدا بودی، دست عنایت خدا روی سر توست.
والّا بدان یک شیطان همیشه با تو است: «وَ مَنْ یعْشُ
عَنْ ذِکرِ الرَّحْمنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ»[6]
که این شیطان گاهی شیطان جنی است مثل رفیق بد. از هر مصیبتی بالاتر
برای دختر، برای پسر، رفیق ناباب است. دوست ناباب به قول قرآن دوست شیطان. آن وقت
علاوه بر این یک دوست به نام شیطان، جنی هم همراه
این، برای گول زدن این، برای منحرف کردن این، و قرآن میفرماید این شیطان
همیشه با این است. اگر به یاد خدا باشد، خدا به یاد این است. هیچ فراموش نمیکنم
آن جلسة آخر با استاد بزرگوارم علامۀ طباطبایی«رحمتالله علیه» ، یک عدهای از
بزرگان رفتیم دیدن ایشان، و خدمت ایشان، من به ایشان گفتم آقا نصیحتی به ما بکنید
تا مرخص شویم؛ ایشان این آیه را خواندند: فرمودند: «فَاذْکرُونی أَذْکرْکمْ»
خدا میگوید به یاد من باش تا من به یاد تو باشم، دست عنایتم روی
سر تو باشد. و همین علامۀ طباطبایی«رحمتاللهعلیه» دو سه روز بعدش از دنیا رفتند، خانمشان نقل کردند که دم مرگ مرتب
همین را گفتند، توجه، توجه، توجه، یعنی به یاد خدا، به یاد خدا، به یاد خدا؛ لذا
ما باید اگر سعادت آخرت میخواهیم به یاد خدا ، اگر سیر و سلوک میخواهیم به یاد
خدا، اگر میخواهیم در بحثمان یعنی خودسازی، پیشرفت بکنیم بتوانیم این کار مشکل
را به منزل برسانیم یاد خدا، استعانت از خدا، تضرع و زاری از خدا تا اینکه
پروردگار عالم یک نظر لطفی به ما عنایت بکند. این ذکری که هفته گذشته و امشب
دربارهاش صحبت میکنم، منقسم میشود به اقسامی – به عبارت فلسفی- عرفانی، مراتب
دارد. مرتبۀ اولش همین گفتن، همین مطلوب است خیلی که انسان یک ذکری داشته باشد همیشه
بگوید. و همه اگر خودسازی میخواهند، اگر آخرت و سعادت میخواهید، اگر میخواهید
دست عنایت خدا روی سرتان باشد، اگر میخواهید گرهها به طور ناخود آگاه باز باشد؛ یک
ذکری باید داشته باشید. هر که به ذوقش باید ذکری را انتخاب بکند. و بهترین ذکرها،
ذکر یونسیه است، مخصوصاً برای جوانها،که ذکر یونسیهاش میگویند برای این که یک
کاری که به شأن حضرت یونس نمیخورد انجام داد. بالأخره پروردگار عالم برای آن کاری
که به شأن حضرت یونس نمیخورد او را زندان
کرد در شکم ماهی. قرآن میفرماید که این در ظلمات واقع شد. ظلمت شکم ماهی، ظلمت
شب، ظلمت دریا و از همۀ اینها بالاتر ظلمت غضب خدا، لذا توبه را شروع کرد. توبهاش
این بود: «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَک
إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»، مؤثری در این
جهان نیست جز خدا، و این خدا توبه قبول کن است، من هم ظالم. ظالم به نفس و این کاری
که به من نمیخورد انجام دادم، قرآن میفرماید که: «وَ نَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ»؛ ما از این غم نجاتش دادیم، از این زندان بیرون آوردیم؛ لذا اهل
دل روی این ذکر یونسیه خیلی پافشاری دارند؛ مخصوصاً برای کسانی که سیر و سلوک و
اوّل کارشان است و این خود کلمۀ «لا إله إلاّ الله» فوقالعاده تأثیر در زندگی
دارد. تأثیر در ترقی و کمک کردن به انسان دارد. اما اگر اضافه کنیم و شباهت به
حضرت یونس هم پیدا بکنیم، و راستی خودمان را ظلم به دیگران، ظالم در برابر خدا.
برای اینکه گناه در برابر خدا ظلم به خداست و ظلم به خودمان و این ذکر را بگوییم،
چقدر؟ هر چه میتوانیم. در سجده بعد از نماز، در راه، در وقت خواب، بلند شدن از
خواب، این ذکر ما، ورد ما باشد، خیلی عالی است. و از جمله اذکاری که الان گفتم از
همه مخصوصاً جوانها تقاضا دارم به آن اهمیت بدهید. این تسبیحات حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» بعد از نمازها –
نمازهای واجب و نمازهای مستحبی- مخصوصاً
نماز شب است. این تسبیحات حضرت زهرا را داشته باشید. این کلمۀ «لا حول و لا قوة
الا بالله» که در روایات میخوانیم که اگر کسی بعد از نماز صبح، بعد از نماز مغرب،
7 مرتبه 8 مرتبه و 10 مرتبه این ذکر را
بگوید، 70 بلا از او رفع میشود. چقدر ثواب و نعمت و رفع بلا هست و ما از آن غفلت
داریم. و برای تقویت اراده این کلمۀ «لا حَوْلَ وَ لا قُوَةَ إلاٰ بِالله العَلیِ
العَظیم» خیلی مؤثر است. و تقاضا دارم اوّلش هم بسم الله بگویید : «بِسْمِ اَللهِ
اَلرَحْمٰنِ الرَحیم، لٰا حَوْلَ وَ لا قُوَةَ إلا بالله العَلی العَظیم» آن هم
هرچه میشود؛ هر چه بتوانی. البته مواظب باشید تحمیل نکنید، مواظب باشید خسته نشوید،
مواظب باشید سرسری نباشد، مواظب باشید که با یک شوقی گفته بشود. هر چه میشود این
هم برای اراده فوقالعاده مؤثر است و چیز مهمتر از همۀ اینها برای اینکه کمک به
انسان میکند مثل امام زمان و آن هم صلوات بر محمد و آل محمد است. و صلوات را زیاد
بفرستید بعد از نماز، قبل از خواندن قرآن، بعد از قرآن خواندن. حتی در روایات
دارد، اگر شما یک حاجت مهمّی از خدا بخواهید اوّل صلوات و آخر صلوات و دعا در وسط
این دو صلوات ، دیگر حتماً پروردگار عالم دعایتان را مستجاب میکند. و این صلوات
برای سیر و سلوکیها خیلی مهم است. برای آنها که میخواهند راستی مؤفق بشوند درخت
رذالت را از دل بکنند، درخت فضیلت به جای آن غرس کنند و بارور کنند، از میوهاش
استفاده ببرند؛ این صلوات خیلی مهم است. برای رفع حوائج، رفع گرفتاریها و از همۀ
اینها مهمتر برای کمک گرفتن از حضرت ولی عصر«عجلّاللهتعالیفرجهالشّریف»، که به طور ناخودآگاه حضرت ولی عصر«عجلّاللهتعالیفرجهالشّریف» یاری میکند، مدد میکند به کسی که وردش و ذکرش صلوات باشد؛
بنابراین به صلوات هم خیلی اهمیت دهید. اینها، دواست. مواظب این دواها خیلی باشید،اینها،
شفاست. مواظب این شفاها خیلی باشید.
جوانها اعراض از خدا، اعراض از نماز، اعراض از روحانیت، اعراض از
مسجد، اعراض از منبر، اینها خیلی درد بی درمان میآورد. بلاهای اجتماعی میآورد.
بلاهای فردی میآورد. اما به قول پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» بدتر از همۀ اینها بیدینی میآورد: «یخرجون مِنَ الدُّنیا بِلا إیمان»؛ من تقاضا دارم از جوانها با روحانیت سر و کار داشته باشید. روحانی
را دوست داشته باشید، من تقاضا دارم مسجد را دوست داشته باشید و با آن سر و کار
داشته باشید. منبر، عزاداریها، سوگواریها، مجالس مربوط به اهل بیت، اینها را بهش
اهمیت بدهید. من از جوانها تقاضا دارم در زندگیشان ذکر باشند، ورد باشند، توسل
باشند. این توسل به اهل بیت خیلی کار میکند و همین صلوات توسل به اهلبیت است. دیگر
توسل یکی زیارت جامعة کبیره است. مثلاً زیارت عاشورا است. یکی هم همین قضیه صلوات
که آسانتر از همه چیز است. اگر این ذکر و ورد و رابطه با خدا و رابطه با اهل بیت و رابطۀ با روحانیت و رابطۀ
با مسجد و محراب نباشد، بدانید از نظر قرآن زندگی تاریک است، تاریک و وحشتناک است،
وحشتناک. و اگر میخواهید یک اطمینان نفسی برای شما باشد؛ اگر میخواهید شاد باشید
و ندانید این شادی از کجاست؛ اگر میخواهید غم و غصه نداشته باشید، دلهره و اضطراب
خاطر نداشته باشید، قرآن میگوید یاد خدا کنید. یک آیهای در قرآن است که خیلی
کوچک است، اما خیلی از نظر محتوا بزرگ است. آیۀ کوچکی است اما از نظر تأکید خیلی
تأکید دارد. و من از همه مخصوصاً جوانها تقاضا دارم این آیه همیشه در نظرشان باشد.
میفرماید: «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ
تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
اگر میخواهید اطمینان، سکینه و وقار، یک زندگی منهای غم و غصه، یک
زندگی منهای دلهره و اضطراب خاطر و نگرانی داشته باشید یاد خدا کنید. این آیه را
اگر بخواهیم فارسی معنا کنیم این است: آگاه باش، یقین داشته باش، هیچ شکی در او نیست.
هیچ چیزی نمیتواند تو را از گرفتاریها نجات دهد، هیچ چیزی نمیتواند یک زندگی
منهای غم و غصه و اضطراب خاطر به تو بدهد جز یاد خدا. یاد خدا، وای هر دردی با یاد خدا؛ شفای هر مریضی با یاد
خداست. با یاد خدا بزرگان چه کارهای مهم مهمی میکنند و کردهاند. با یک کلمۀ «یا
الله» میتوانند راه سه ساله را در یک آن بپیمایند. این مرتبۀ اوّل ذکر است که باید
در زندگیمان باشد. نباشد باختهایم، خیلی هم باختهایم. نباشد خسارت است و خسارتش
هم خیلی بالاست.
مرتبه دوم اینکه این ذکری که گفتم با توجه باشد. به عبارت دیگر وقتی
که میگوییم «لا اله الا الله» دل ماهم بگوید لا اله الا الله، لقلقۀ زبان نباشد.
هم دل بگوید هم زبان. زبان از دل سرچشمه بگیرد و دل از زبان. سرچشمۀ زبان، دل باشد
و سرچشمه دل، زبان باشد. و آن ذکری که میتواند خیلی مؤثر واقع شود این ذکر است. یعنی
آن ذکری که علاوه بر اینکه بر زبان است اما لقلقۀ زبان نیست، بیتوجهی نیست؛ ذکر
با توجهی است که اسم آن را میگزاریم ذکر قلبی. بعضی ذکر قلبی را در حرفهایشان
دارند و خیلی هم بیجاست اینکه انسان بنشیند و توی دلش ذکر بگوید. نه این را ما در
اسلام نداریم. این روش صوفیگری است و این روش را پیغمبر اکرم و ائمة طاهرین«سلاماللهعلیهم» قبول ندارند.
آنها میگویند ذکر باید بر زبان باشد و الّا یک کسی تو دلی نماز بخواند، نه خوب
معلوم نمیشود. یک کسی همینطور بنشیند و از نظر قلب دائم خطور، خطور، خطور . الله
اکبر تا السلام و علیکم و رحمة الله برکاته، نماز نخوانده است. چه وقت نماز
خوانده؟ وقتی که زبان بگوید اللهاکبر و برود جلو تا بگوید السلام و علیکم و رحمة
الله برکاته، این ولو اینکه دل هم باهاش نباشد نمازش صحیح است. حالا مقبول نباشد
حرف دیگری است اما نماز بالاخره صحیح است. رفع تکلیف وقتی میشود که زبان بگوید و
الا تا زبان نگوید نمیشود. خوبش به چیه؟ زبان بگوید، دل هم بگوید که به آن میگوییم
ذکر با توجه؛ انسان ذکر بگوید: لا اله الا الله معنایش را هم بلد باشد. بگوید لا
حول و لا قوة الا بالله معنایش را هم بلد باشد و بالاخره بگوید الله اکبر،
الحمدالله، سبحان الله ، یا ارحم الراحمین اما با توجه، اما با دل، دل هم همراه
زبان باشد. این است که خیلی تأثیر دارد. ذکر لفظی 100 تا است؛ ذکر قلبی- یعنی گفتن
با توجه- خیلی بالاتر از آن صدتاست. گرچه
همان ذکر لفظی تأثیر دارد. همان ذکر لفظی ثواب دارد. تسبیحات حضرت زهرا را انسان
بدون توجه بخواند به او ثواب میدهند، مثل نماز است که از اوّل تا آخر کسی توجه
نداشته باشد نماز بخواند خدا به او ثواب میدهد. رفع تکلیف میشود؛ اما تأثیر برای
خودسازی، برای رفع گرهها، برای اینکه انسان ترقی کند، برای اینکه انسان قبل ذکر و
بعد از ذکر تفاوت داشته باشد، یک مقدار جلو برود، در آن وقتی است که ذکر با دل
باشد. با توجه باشد و معنای با توجه یعنی هرچه میگوید دل هم همراه او؛ توجه به
ذکرش، توجه به گفتهاش، توجه به معنا.
باز اصراز کنم، تقاضا دارم به این ذکر و ورد خیلی اهمیت بدهید. و
همین بحث ما در همین دستورالعملی که به پیغمبر اکرم داده شده، دستور ششم همین است.
ذکر، ذکر، ذکر و به قول علامة طباطبائی توجه، توجه، توجه.
[1]. أحزاب، 41
و 42: «اى کسانى که ایمان آوردهاید، خدا را یاد کنید، یادى بسیار، و صبح و شام او
را به پاکى بستایید.»
[2]. آل عمران،
191: «همانان که خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد
مىکنند، و در آفرینش آسمانها و زمین مىاندیشند [که:] پروردگارا، اینها را بیهوده
نیافریدهاى، منزهى تو! پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار.»
[3]. طه، 124: «و
هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى] خواهد داشت، و روز
رستاخیز او را نابینا محشور مىکنیم.»
[4]. طه، 125: «پروردگارا،
چرا مرا نابینا محشور کردى با آنکه بینا بودم.»
[5]. طه، 126: «همان
طور که نشانههاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى، امروز همان گونه فراموش
مىشوى.»
[6]. زخرف، 36:
«و هر کس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مىگماریم تا براى وى
دمسازى باشد.»