أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجیم
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی خیرِ خلقهِ، اَشرفِ
بریته ابیالقاسم محمّد صلّی الله علیه و آله الطّیبین اَلطَّاهرین و علی جمیع
الانبیاء و المرسلین سیما بقیۀ اللهِ فی الارضین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
بحث ما به جای حساسی، به جای پر فایدهای رسیده است، بحث ما در
مورد دستورالعملی بود که از طرف خدا به پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» داده شده است برای اینکه بار سنگین نبوت را به منزل برساند و گفتم
این دستورالعمل برای خودسازی، برای کمک کردن به ماست که بتوانیم صفات رذیله را ریشه
کن کنیم و صفات خوب به جای آن گزینش کنیم، بارور کنیم، از میوۀ آن استفاده کنیم،
بسیار خوب است و به ما کمک میکند در خودسازی. این دستورالعمل اجزایی دارد و ما رسیدیم
به این جزئی که میفرماید: «وَ تَبَتَّلْ
إِلَیهِ تَبْتیلا»[1]
یارسول الله برای اینکه بار نبوت را به منزل برسانی، این بار سنگین
را به منزل برسانی رابطهات با خدا در دعا، تضرع و زاری، استغفار عالی باشد که
معنایش این است، دعا، رابطۀ با خدا، تضرع و زاری با خدا، میتواند به انسان کمک
کند در خودسازی. راجع به دعا و فضیلت دعا یک مقداری صحبت کردم، راجع به اینکه چه
از خدا بخواهیم یک مقداری صحبت کردم و اینکه نباشد ما قبل از همه چیز، مقدم به همه
چیز راجع به فرج امام زمان صحبت کنیم، دعا کنیم، اگر دنیا بخواهیم، اگر آخرت بخواهیم،
این دعا در متن زندگی ما باشد. گفتم برای عاقبت به خیری هم خیلی دعا کنید؛ عاقبت
به خیری برای خودتان برای اولادتان، برای جامعهتان، و بعد از انتظار فرج بعد از
دعا برای فرج، این عاقبت به خیری فوقالعاده اهمیّت دارد.
دعای سوم که فوق العاده اهمیّت دارد و دربارهاش صحبت کردم، دعا
برای حفظ دین است. این اسلام عزیز دُرّ گرانبهایی است. این تشیّع ساده به ما نرسیده
است؛ و این تشیّع یک درّی است که قیمت ندارد و در مخاطرۀ عجیبی همیشه بوده است و
الان در مخاطرۀ بالایی است. برای حفظ دین خودمان، مخصوصاً برای حفظ دین تشیّع
اولادمان، دختر و پسر، باید دعا کرد.
امر چهارمی که بحث امشب است و این هم فوقالعاده اهمیّت دارد،
استغفار از گناه، تضرع، زاری، شرمندگی، عذرخواهی از خداست. و شما در مفاتیح مقدس
قمی دعایی نمیتوانید پیدا کنید که این استغفار در آن نباشد، در دعاها به دو چیز
فوقالعاده اهمیّت داده شده است؛ یکی به صلوات بر محمد و آل محمد، یکی هم دعا برای
استغفار، توبه از گناه، تضرّع، زاری، عذرخواهی از خدا و حتی در روایتی میخوانیم
که پیغمبر اکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرماید: من لاأقل روزی 70 مرتبه استغفار میکنم «إنّه لیقان علی قَلبی فَیقول أستَغفرالله سَبعین مَرّة»؛ دلم را کدورت میگیرد، یعنی در تماس با مردم، با خورد و خوراکها،
با استراحت و خوابها دلم مکدّر میشود و برای رفع کدورت دلم، 70 مرتبه استغفار میکنم.
این دعاها که در مفاتیح است، در حالی که پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین«سلاماللهعلیهم» معصومند، امّا
تضرّع و زاریها، چه عذرخواهیها از خدا و همینطوری که روایت خواندم، عذرخواهی اینها
از خدا، از گناه نیست، گناه ندارند، امّا همین که توجه به این عالم ماده پیدا میکنند،
همین در خورد و خوراکهایشان، تماس با مردمشان، خوابشان، استراحتشان موجب کدورت
برای آنها میشود؛ لذا از همینها عذرخواهی میکنند. آن دلی که جای خداست، خانۀ
خداست به واسطۀ این تماسها مکدّر میشود، برای رفع کدورتش، عذرخواهی از خدا،
تضرّع و زاری از خدا و بالاخره استغفار و وقتی آنها اینقدر ناراحت هستند برای اینکه
کدورتی در دل آنها پیدا شده از اباحهها، از بود در دنیایشان. همانطور که گفتم دیگر
معلوم است ما باید راجع به استغفار فوقالعاده اهمیّت بدهیم. اولاً توجه به این
داشته باشید که از دعاهایی که رَد ندارد، مستجاب است، این دعا است، شما ممکن است یک
دعاهایی بکنید، بیجا یا مصلحت شما نباشد، یا گرفتاری برای شما میشود که دعا
مستجاب نمیشود که دربارهاش صحبت کردم و بالاخره مستجاب الدعوه نیستید، امّا اگر
از شما بپرسم که آیا میشود مستجاب الدعوه شوید؟ جوابش این است که راجع به استغفار
همۀ شما مستجاب الدعوه هستید. نمیشود که راستی شما توبه کنید و خدا توبه شما را
قبول نکند. نمیشود که شما راستی استغفار کنید و خدا جواب رد به شما بدهد. اگر راستی
از خدا عذرخواهی کنید، گناه هر چه بزرگ، گناه هر چه فراوان، پروردگار عالم جوابتان
را میدهد؛ هر که باشید، هر چه باشید؛ لذا شما راجع به دعا، استغفار، تضرّع، زاری،
عذرخواهی از خدا مستجاب الدعوه هستید. و نگذرید از این حرفها، ساده نگیرید این
حرفها را، از الطاف جلیّۀ خداوند این است که توبه ما را قبول میکند، اگر پروردگار
عالم توبهی ما را قبول نمیکرد چه باید میکردیم. برای اینکه گناه میکنیم و طبق
گناه باید بشویم و خدا به ما میگوید اگر استغفار کردی من ازگناه تو میگذرم؛ لذا یکی
از الطاف جلی خدا این توبه است که در اسلام آمده، در قرآن روی آن تکرار شده و ما
باید به این استغفار به این لطف جلیِ خدا خیلی اهمیّت بدهیم، آن هم لطف جلی به این
اندازه که مستجاب الدعوه هستیم، معنا ندارد که یک کسی راستی توبه کند، خدا توبۀ او
را قبول نکند. گفتم راجع به چیزهای دیگر ممکن است انسان دعا کند، دعایش مستجاب
نشود برای اینکه یا صلاحش نباشد و یا مانعی در کار باشد و امّا راجع به توبه این نیست،
راجع به عذرخواهی از خدا این نیست. از الطاف جلیّۀ خدا میگوید که هر که کسی، هر
چه هستی، اگر توبه کنی توبهات قبول است «یا
عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ
اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا»[2]
ای کسانی که خیلی گناه کردی، سر تا پا گناه هستی، بیا توبه کن،
استغفار کن، من همهاش را میآمرزم «إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ
الذُّنُوبَ جَمیعا» بلکه پروردگار عالم ترغیب میکند،
تحریص میکند به پیغمبر اکرم خطاب میکند یا رسول الله وقتی که گناهکار میآید،
سلام مرا به او برسان و بگو پروردگار عالم واجب کرده است بر خودش اینکه توبۀ تو را
قبول کند، این دعا را قبول بکند، «وَ إِذا جاءَک
الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکمْ کتَبَ رَبُّکمْ عَلى
نَفْسِهِ الرَّحْمَة»[3]
خیلی آیه امیدوار کننده است، خیلی آیه بالا است و حتی در آخر سورهی
فرقان میفرماید: که اگر توبه بکنی واقعاً، اگر دعای راستی بکنی، نه لقلقهی زبان
نه صرف زبان، جداً از خدا عذرخواهی بکنی، پروردگار عالم پرونده سیاهت را نابود میکند
و پروندۀ درخشانی که صفحۀ اولش ثواب توبه است، برایت جلو میآورد، «یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَنات» و حتی در سورۀ یوسف میفرماید: که گناهکار مواظب باش که مأیوس از
رحمت خدا نباشی، هر که باشی، هر چه باشی، و اگر مأیوس از رحمت خدا شدی و گفتی خدا
مرا نمیآمرزد و بی تفاوت راجع به توبه شدی، بیتفاوت راجع به دعا شدی، گناهش در
سر حد کفر است که هیچ گناهی در اسلام بالاتر از این نداریم کسی مأیوس از رحمت خدا
باشد، «وَ لا تَیأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ
لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»[4]
مأیوس از رحمت خدا غلط است، بیتفاوتی راجع به توبه غلط است. العیاذ بالله اگر عقیده پیدا کند خدا مرا نمیآمرزد
غلط است و گناه همۀ اینها در سر حد کفر است، و اینها همه همه از الطاف جلیّۀ
خداست. پروردگار عالم به ما خیلی نعمت داده است، سر تا پا نعمت هستیم، «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها»
اگر کسی بخواهد نعمتهای خدا را برای خودش بشمارد قطعاً قابل حساب
نیست، البته ما همۀ نعمتهای خدا را فراموش کردهایم، فراموش داریم؛ راجع به آن شکر
نمیکنیم، الان همۀ شما که اینجا نشستهاید به اندازهای نعمت دارید که هر کدام از
این نعمتها را اگر به شما بگویند بده تا ما به شما دنیا را بدهیم، مسلماً حاضر نیستید.
مثلاً یکی از شما که وضع دنیایتان بد است، در مضیقۀ شدیدی هستید، تجرب دارید، بیخانه
هستید، بی کار هستید، در خانه مانده کسی به آن شوهر نمی کند یا او را نمیگیرد،
وضعش بسیار ناراحت است؛ خوب همین خانم، همین آقا به او بگویند، ما تمام زندگی تو را
اصلاح بکنیم، میکنیم و تمام دنیا را به تو میدهیم امّا عقلت را بده، عقلت را میگیریم،
کسی حاضر است این کار را بکند، یعنی عقل ما شعور ما چقدر ارزش دارد. به دنیا و
آنچه در دنیاست به چشم ما چقدر بیارزش است. اینها نعمت از طرف خدا نیست! اگر
بخوابی، صبح که بیدار میشوی دو چشم نداشته باشی، کور شده باشی چه میکنی؟ این دو
چشم ما، دو گوش ما، دو دست و دو پای ما، عقل ما چقدر ارزش دارد و هیچ وقت شده
شماها، آدمهای خوب تسبیح را دست بگیرید 100 مرتبه «الحمدلله رب العالمین» قلب
دارم، «الحمدلله رب العالمین» دست دارم، «الحمدلله رب العالمین» پا دارم، امّا توی
همین شما خوبان، روزی صد مرتبه غُر غُر، نق نق با خدا اینکه چرا ندادی، چرا نمیدهی،
منفی باف به تمام معنا. مثبتها را اصلاً و ابداً در نظر نمیگیرید و یکی از
گناهان بزرگان ما همین است و تا حال یکی از شما شده برای این گناه بزرگ استغفار
بکند، قرآن میفرماید که گناه خیلی بزرگی است که انسان روی نعمتها شکر نکند «لَئِنْ شَکرْتُمْ لَأَزیدَنَّکمْ وَ لَئِنْ کفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی
لَشَدیدٌ»[5]
گناه خیلی بزرگی است، امّا تا حال شده یکی از شما استغفار بکند،
عذرخواهی از خدا بکند، بقیّهاش را نگفتم الحمدلله رب العالمین گوش دارم، چشم
دارم، فهم دارم، شعور دارم، این تشیّع که دربارهاش صحبت کردم؛ آن چقدر ارزش دارد،
اگر الان سنی بودی، اگر الان ناصری بودی، اگر الان یهودی بودی، اگر الان نصرانی
بودی، چه می کردی؟ این دل شما که پر از محبت امیرالمومنین است چقدر ارزش دارد! اگر
پر از بغض امیرالمومنین بود چه میکردید. اینها همه و همه نعمتهای خداست. امّا از
همۀ نعمتهای خدا بزرگتر این است که پروردگار عالم اگر ما از او عذرخواهی کنیم میپذیرد.
آیاتش را خواندم، پروندۀ سیاه ما را تبدیل میکند، قبلا ً به ما سلام میکند. توبه
را پروردگار عالم خیلی دوست میدارد. از همه بالاتر نماز شب، از رفتن مکه، از
کربلا، از اطعام انفاق، از نماز واجب، از خمس و از زکات و هر چه شما فرض کنید
ثوابش بالاتر، ثواب توبه است. خدا میگوید از من عذرخواهی بکن هر که باشی، هر چه
باشی قبول دارم؛ میپذیرم و ثواب بالایی هم به تومیدهم. و به عبارت دیگر در بعضی
از روایتها هم داریم که خدا التماس هم کرده و میفرماید: بنده من بیا و مرا
خوشحالم کن، بندۀ من وقتی توبه میکنی من به اندازهای خوشحال میشوم مثل کسی که
زن و بچهاش را وسط راه گم کرده باشد، پیدا میکند از توبۀ تو اینقدر خوشحال میشود
و این دعا بالاترین دعاهاست و باید در زندگی شما این دعا باشد. و همین صرف «أستغفر
الله ربی و أتوب الیه» این دعاست. خدا مرا بیامرز، خدا بد هستم و تو خوبی، بیا از
همهی این چیزها، این بدیها در گذر. اینها دعاست همهاش و مقدمهای برای استجابت
دعاهای دیگر. اینکه میبینیم شبهای احیاء اول صیغۀ توبه را میخوانند بعد دعای
قرآن و قرآن را به سر گذاشتن میخوانند، اینها معنا دارد و معنایش این است که
شستشو کن بعداً دعا کن؛ اگر شستشو نشود معنا ندارد دعا کردن، معنا ندارد از طرف
خدا استجابت. مقدمه برای استجابت همۀ دعاها توبه است، توبه یعنی دعا، یعنی عذرخواهی
از خدا، یعنی تضرّع، چیزی که توجه بدهم همۀ آقایان و خانمها را و به آن هم خیلی
توجه داشته باشید این است که بدانید بد هستید؛ آن کسانی که متوجه این مطلبند خیلی
راه را میپیمایند، خیلی راه را پیمودهاند. بدی، در مقابل پروردگار عالم در محضر
ربوبی، در ملک ربوبی، روزی ربوبی خوردن و گناه کردن، چقدر انسان بد است. همه جا
محضر خداست و ما در محضر خدائیم « الم یعلم بان الله یریٰ » ای گناهکار آیا نمیدانی، آیا نمیبینی که
خدا میبیند، یعنی چرا نمیدانی، بدان همه جا محضر خداست وقتی همه جا محضر خدا شد
توجه دوم میخواهد آنکه ما هر کجا باشیم در ملک خدا هستیم «وَ لِلَّهِ مُلْک السَّماواتِ وَ الْأَرْض»
سوم چیزی که توبه به آن لازم است اینکه «هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتین»؛ هر چه ما داریم هر چه ما استفاده میکنیم از خداست؛ آن کسی که
دارد گناه بزرگ بزرگ میکند، این نفسها که میکشد از خداست به قول سعدی در هر نفسی
دو نعمت و دو شکر لازم است و راستی چنین است ....
درباره حضرت آدم داریم در حالی که گناه نبود و ترک اولیٰ بود، امّا
در روایات میخوانیم دویست سال گریه کرد مگر بغض او میترکید، مگر میشد آرام
باشد، بعدش هم پروردگار عالم توسط چهارده معصوم توبهاش را قبول کرد «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِمات»[6]
البته به خواصش دیدهایم که به عموم مردم این سختگیری نمیشود.
امّا توجه به اینکه مثل حضرت آدم 200 سال گریه میکند، تضرّع میکند، زاری میکند،
توسل به چهارده معصوم میکند تا اینکه پروردگار عالم به فریادش میرسد، توجه به اینکه
برویم، باید از خدا عذرخواهی کنیم، لاأقل روزی هفتاد بار باید جدی از خدا عذرخواهی
کنیم که این واجب است. این لازم است، این از واجب واجبات است، این یک مطلب که باید
توجه داشته باشیم که بریم و راجع به توبه بیتفاوت نباشیم که اگر راجع به توبه بیتفاوت
باشیم وای به ما، صد وای به ما هم برای دنیایمان، هم برای آخرتمان. مطلب مهمتر از
این، این مطلب است که هِی در این مطلب اشاره کردم، توبۀ واقعی. اگر انسان همین لقلقۀ
لسان، خدایا مرا بیامرز، «استغفر الله ربی و اتوب الیه» این توبه نیست، ثواب دارد،
همین هم خوب است که انسان مثلاً هفتاد مرتبه بگوید «استغفر الله ربی و اتوب الیه»
خوب است ثواب دارد امّا این توبه ندارد؛ توبه کدام است؟ آنکه از دل باشد ، آن که
دل بسوزد، دل شرمنده باشد، این دل شرمنده وا دارد ما بگوییم خدایا ما را بیامرز،
آن دل شرمنده چشم ما را اشک باران کند، سر ما را زیر، خجالت زده از خدا، این را میگویند
توبه؛ لذا گفتن «استغفر الله» در توبه نخوابیده است؛ لذا وقتی که انسان دلش شرمنده
شد از خدا بخواهید یا نخواهد زبانش خدا خدا میکند. دیگر راستی اگر دل شرمنده شد و
از خدا بخاطر گناهش، اشک خود به خود میآید.
تضرّع و خواری خود به خود میآید و بالاخره شرمندگی، شرمندگی به حسب ظاهر خود به
خود آشکار میشود و به این میگوییم توبه، واین خیلی ثواب دارد، همین توبه ممکن
است راه صد ساله را بپیماید، همین توبه ممکن است این صد سال انحراف را به طور کلی
نابود بکند، زیاد هم در تاریخ میخوانیم که افرادی سر تا پا گناه یک عالم گناه
امّا راستی توبه کردند، راستی خجالت زده شدهاند و این خجالتزدگی این توبه،
پروردگار عالم او را دستش را گرفت برد به جایی که غیر از خدا نداند، فضیل بن ایاز یک
آدمی که فوق العاده منحرف بود امّا با یک آیه: رفته بود به پشت بام برای دزدی
ناموس، این قدر منحرف بود، یک عمر گناه، حالا هم رفته بود روی پشتبام مردم برای
دزدی ناموس امّا یک پیرمرد قرآن میخواند همسایه در آن خانه یک زبان خوشی، رسید به
اینجا «أَ لَمْ یأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ
تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللَّه»[7]
آیا وقت آن نشده که یاد خدا، قرآن خدا دل تو را بلرزاند، دل لرزید.
گفت چرا وقتش شده و این دل لرزی برگشت در خرابه و خدا خدا همین فضیل أیاز نقل میکنند
شد از اولیاء الله، نه همۀ شما شنیدهاید و برایش گریه هم کردهاید، فضیل بن أیاز
اگر دزد ناموس بود اگر یاقی و طاقی بود با امام حسین جنگ نداشت، حر بن یزید ریاحی
با امام حسین جنگ داشت، خیلی گناه بزرگی است، خودش به امام حسین«سلاماللهعلیه» میگوید اجازه
بده من از زینب عذرخواهی کنیم برای اینکه اول کسی که دل زینب را لرزاند من بودم،
راستی چنین است، لشکر امام حسین«سلاماللهعلیه» را محاصره کرد؛ امام حسین«سلاماللهعلیه» را ناراحت کرد، عیال را ناراحت کرد، همگیشان را آورد در کربلا
محصور کرد امّا همین با این گناهش که مسلّم نمیتوانید گناهی بزرگتر از گناه حر پیدا
کنید، ناگهان یک تلاطم درونی، به این میگوییم توبه، یک تلاطم درونی، راوی میگوید
دیدم بدنش میلرزد، گفتم چه خبر است و آمد پیش امام حسین«سلاماللهعلیه» سر به زیر، آقا
امام حسین«سلاماللهعلیه» فرمودند: بخشیدم تو را، یعنی توبهات قبول، یعنی آن گناه بزرگ چون
دل لرزید، آن تلاطم درونی، نمیدانم استغفار کرد یا نه، آن لازم نیست؛ آن خود به
خود میآید، میخواهد بکند یا نه، آنکه آنچه مهم است تلاطم درونی است و این تلاطم
درونی موجب شد امام حسین آن را بخشید. حتی کارش رسید به آنجا که امام حسین رفت
بالای سرش و برای هیچ کس این کار را نکرد، فرقش شکافته بود، دستمال آورد به فرقش
بست، پیشانیاش را بست که میگویند یکی از اینها نبش قبر کرد تا این دستمال را که
دستمال امام حسین«سلاماللهعلیه» است بردارد تا دستمال را باز کرد خون جاری شد، فهمیدند که علاقه
به دستمال دارد و علی کل حالٍ امام حسین نه او را بخشید همۀ ما در مقابل قبرش میگوییم
فدای تو پدر و مادرمان، سلام بر تو ای شهید در راه خدا، ای کسی که دل امام حسین را
خوشحال کردی. یکی از بزرگان که مدتی است از دنیا رفته، این در مشهد بود، از اولیاء
الله بود انصافاً، مولوی قندهاری، من او را دیده بودم و تماس با او داشتم، ایشان
گفته بود که من یک تبی گرفته بودم یک مرض لاعلاج، یک سال معالجه فایدهای نداشت،
رفقا رفتند به حر مرا به دوش گرفتند، رفتند به حرم حضرت حر و رفتند دنبال تفریحشان،
یک خانمی آمد یک بچۀ فلجی داشت؛ گذاشت پهلوی ضریح گفت: «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین،
اکشف کربی به حق مولاک الحسین» گفت ای کسی که دل حسین را بدست آوردی، به حق حسین این
بچهی مرا بده، دفعهی اول، دوم، سوم، یک دفعه دید بچه پا شد آمد در دل مادر،
اُمّاه ، امّاه؛ میگوید این زن یک تشکری کرد بچهاش را برداشت و رفت، این آقای
مولوی گفت من هم یک چنین کاری بکنم، نمیتوانستم بلند شوم، غلطان غلطان از کنار
حرم آمدم ضریح شبکه را گرفتم، «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین، اکشف کربی به حق
مولاک الحسین» دفعهی دوم، سوم، دفعهی چهارم میگوید ناگهان دیدم خوب شدم، من که یک
سال بود تب لازم داشتم، نمیتوانستم بلند شوم، پا شدم از حرم آمدم بیرون، فریاد
زدم رفقا بیایید، بیایید، حضرت حر مرا خوبم کرد، خوب آن حضرت حر با آن همه
گناه با یک تلاطم درونی راه صد ساله را
رفت، همانطور که به حضرت ابوالفضل میگوییم «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین، اکشف
کربی به حق اخیک الحسین» به این هم میگوییم «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین، اکشف
کربی به حق مولاک الحسین».
جوانها! میخواهید دل امام حسین را خوشحال کنید، توبه، تلاطم درونی
از گناه، راستی توبه، راستی إنابه، یقین داشته باشید دل امام زمان از همه چیز بیشتر
خوشحال میشود از این توبه و إنابه. این دعایی که بحث امشب بود دعا تضرّع و زاری،
تلاطم درونی از گناه باید باشد و گفتم باز هم تکرار میکنم، خانم، آقا، مخصوصاً
جوانها خود را گناهکار بدانید ما خیلی گناهکاریم؛ لذا این تلاطم درونی از گناه که
به آن میگوییم دعا، استغفار، تضرّع، زاری، از اوجب واجبات است، برای همۀ ما، حتی
انبیاء، حتی چهارده معصوم و مفاتیح مقدس قمی و نظیر این کتاب، پر است از تضرع و
زاریهای چهارده معصوم و از دعاهای استغفاری چهارده معصوم و آن از همه مخصوصاً
جوانها تقاضا دارم که مخصوصاً در زندگی شما باشد.
[1]. مزمل، 8: «و
تنها به او بپرداز.»
[2]. زمر، 53: «اى
بندگان من -که بر خویشتن زیادهروى روا داشتهاید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت،
خدا همه گناهان را مىآمرزد.»
[3]. أنعام،
54: «و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند، نزد تو آیند، بگو: درود بر شما،
پروردگارتان رحمت را بر خود مقرّر کرده.»
[4]. یوسف،87:
«و از رحمت خدا نومید مباشید، زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمىشود.»
[5]. إبراهیم، 7:
«[نعمت] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسى نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد
بود.»
[6]. بقره، 37:
«سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود.»
[7]. حدید، 16:
«آیا براى کسانى که ایمان آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن
حقیقتى که نازل شده نرم [و فروتن] گردد.»