عنوان: شرح دعاي سحر- فراز بیست و یکم
شرح:

«اللَّهُمَّ إِنِّي‏ أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»

شرح عرفانی‏

كسی كه بر در خانۀ خدا می‏رود، وقتی كه به قرآن با عالم كثرت توجه كند، می‏گويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي‏ أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا»

خدايا! به در خانه‌‏ات آمده‏ام، توجّهم به قرآن است، و تو را به كريم‏‌ترين آياتت قسم می‏دهم.

كريم‌‏ترين آيات خدا، سوره توحيد است، زيرا منبع و افضل همۀ آيات است.

هم‏چنين آخر سوره حشر بهترين آيات است، و «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» در سورۀ حمد، از همۀ قرآن افضل است.

در روایتی منسوب به حضرت اميرالمؤمنين% آمده که می‏فرمايند:

«أن كل ما في العالم في القرآن و كل ما في القرآن بأجمعه في فاتحة الكتاب، و كل ما في الفاتحة في‏ البسملة، و كل ما في البسملة في الباء»

تمامی آنچه در عالم هست، در قرآن وجود دارد، و همۀ قرآن در سورۀ فاتحه جمع شده است و همۀ سوره فاتحه در بسمله است و تمام معنای بسم‌اللَّه در باء بسم اللَّه است. سپس می‏فرمايند:

«وَ أَنَا النُّقْطَةُ تَحْتَ الْباءِ»1

و من نقطۀ باء بسم اللَّه هستم.

عارف وقتی به وحدت جمعی قرآن توجه كند، می‏گويد:

«وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»

خدايا! قرآن تو و همۀ آيه‌‏های آن، كريم است. ای خدا! به در خانه‌‏ات آمده‌‏ام، و از تو سؤال می‏كنم، و تو را به همۀ قرآن و آياتش قسم می‏دهم.

درس ولايی‏

عارف وقتی توجه كند كه اهل‌بيت، قرآن ناطقند، چنان‌كه بسياری از روايات بر داشتنِ «قرآن صامت» و «ناطق دلالت» دارند. قرآن ناطق، پيغمبر اكرم$ و ائمۀ اطهار( یعنی چهارده معصوم‏اند، و قرآن صامت، قرآنی است كه در ميان ماست. و هم‌چنين وقتی به اين آيۀ شريف توجه كند كه می‏فرمايد:

«وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ‏ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»2

ای پيغمبر! كافران می‏گويند تو رسول و فرستادۀ خدا نيستی؛ بگو من رسولم؛ و شاهدم خدا، و كسی است كه همۀ علم قرآن نزد اوست؛ یعنی وجود مبارک اميرالمؤمنين% شاهد رسالت من است.

می‌یابد که در حقيقت پيغمبراكرم$ اصل، و ديگران فرع‌‏اند، بنابر این، با توجّه می‏گويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي‏ أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا»

خدايا! به در خانه‌‏ات آمده‌‏ام، نظرم به قرآن ناطق است، و تو را به كريم‌‏ترين آياتت قسم می‏دهم؛ يعنی به حقيقت احمدی تو را قسم می‏دهم.

امّا از سوئی دیگر و در همان وقت، وقتی توجه كند به اينكه اهل‌بيت( همگی نور واحدند و از لحاظ علم و فضيلت، يك حقیقت و یک شخصیّت‌اند، در اين نظرگاه می‏گويد:

«وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»

خدايا! به در خانه‌‏ات آمده‌‏ام، همۀ آيات تو كريم است. ای خدا! به در خانه‌‏ات آمده‌‏ام، و تو را به چهارده معصوم‏ات قسم می‏دهم.

نور، هدایت و شفابخشیِ قرآن

قرآن کریم، «نور» است و دل را منوّر می‏كند، و «هدايت» است و انسان را به مقصود می‏رساند و برای دردهای دل «شفا» است:

«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ‏ مُبينٌ‏»3

شما، از جانب خدا نور و قرآن آشكار نازل شد.

«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ»4

قرآن كه هيچ شكّی در آن نيست، متقين را هدايت می‏كند.

«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً»5

ما قرآن را نازل كرديم؛ قرآنی كه برای مؤمنين شفاء و رحمت است. و البته در ادامه تذکّر می‌دهد که قرآن برای ظالمين، جز خسران و زيان‌كاری نمی‏افزايد.

بنابراين، قرآن نور است و دل را منوّر می‏كند، و كتاب هدايت و شفاست؛ اما برای چه كسانی؟ برای كسانی كه دلشان پاك باشد:

«يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ‏ اتَّبَعَ‏ رِضْوانَهُ‏ سُبُلَ‏ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»6

خداوند سبحان، به وسیلۀ قرآن، انسانی را كه از او راضی باشد، هدايت كرده و به راه‌‏های سلامت می‏رساند.

لذا اگر نورانيت دل و شفا و رحمت می‏خواهيد به قرآن اهميت بدهيد. اگر می‏خواهيد به مقصود برسيد، قرآن را از ياد نبريد و به هر اندازه كه می‏توانيد قرآن بخوانيد:

«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ‏ الْقُرْآنِ»7

مراقب باشيد که لجاجت، عصبيت و صفت رذيله بر شما حكم‏فرما نباشد که در اين صورت، آیات نورانیِ قرآن، ديگر برای شما جذابيت و فايده‌‏ای ندارد:

«وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً»

قرآن شریف، جذابيت عجيبی دارد و ناپاكی‏‌ها و كدورت‏‌ها را از بين می‏برد. خواندن قرآن برای كسی كه دل پاك داشته باشد بالاترين لذت‌ها را داراست و به مثابۀ سخن گفتن معشوق با عاشق است، چنان‌كه دعا و راز و نياز با پروردگار، گفت‌و‌گوی عاشق و معشوق است.

بالاترين لذت‏‌ها برای عارف، خواندن قرآن است، زيرا قرآن صحبت كردن خدا با بنده است، و انسان را به مقصود می‏رساند. پيغمبراکرم$ می‏فرمودند:

«فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ‏ الْفِتَنُ‏ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ‏ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ»8

وقتی كدورت‌‏ها و فتنه‏‌های ظاهری و باطنی، هم‏چون شب تاريك بر شما هجوم آورد، به قرآن متوسّل شويد. زيرا قرآن است كه فتنه‌‏ها و آتش بلا را خاموش می‏كند و رذايل و مصيبت‏‌ها را از بين می‏برد. قرآن شفاعت كننده‏ای است كه شفاعتش پذيرفته می‏شود، یعنی در اين دنيا برای نوارنيت و دفع بلا، و در آخرت برای رفتن به بهشت شفاعت می‏كند، و نفرين‌كننده‏ای است كه نفرينش گيراست. كسی كه به قرآن پشت پا بزند و با قرآن سروكار نداشته باشد، در دنيا به مصيبت گرفتار می‏شود، و در آخرت جايگاهش جهنم است: «وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ».

كسی كه قرآن راهنمای او باشد بهشت او از همين دنیا شروع می‏شود تا اینکه سرانجام به بهشت موعود می‌رسد و هركس كه پشت پا به قرآن بزند و از آن روی‌گردان شود، جهنمش از همين دنیا شروع می‏شود تا بالاخره به جهنم موعود برسد.

=============================

پي‌نوشت‌ها

[1]. ر.ک: تفسير الصراط المستقيم، ج 3، ص 117؛ الانوار النعمانيه، ج 1، ص 40.

2. الرعد، 43: «و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: «تو فرستاده نيستى.» بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.»

3. المائده، 15: «قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و كتابى روشنگر آمده است.»

4. البقره، 2: «اين است كتابى كه در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست؛ [و] مايه هدايت تقواپيشگان است.»

5. الاسراء، 82: «و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏كنيم، و[لى‏] ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد.»

6. المائده، 16: «خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند، به وسيله آن [كتاب‏] به راه‏هاى سلامت رهنمون مى‏شود، و به توفيق خويش، آنان را از تاريكي‌ها به سوى روشنايى بيرون مى‏برد و به راهى راست هدايتشان مى‏كند.»

7. المزمل، 20: «هر چه از قرآن ميسّر مى‏شود بخوانيد.»

8. الکافی، ج 2، ص 599، ح 2.