«اللَّهُمَّ
إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»
شرح عرفانی
كسی كه بر در خانۀ خدا میرود، وقتی كه به
قرآن با عالم كثرت توجه كند، میگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ
آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا»
خدايا! به در خانهات آمدهام، توجّهم به
قرآن است، و تو را به كريمترين آياتت قسم میدهم.
كريمترين آيات خدا، سوره توحيد است، زيرا
منبع و افضل همۀ آيات است.
همچنين آخر سوره حشر بهترين آيات است، و
«بسم اللَّه الرحمن الرحيم» در سورۀ حمد، از همۀ قرآن افضل است.
در روایتی منسوب به حضرت اميرالمؤمنين% آمده که میفرمايند:
«أن كل ما في العالم في القرآن و كل ما في
القرآن بأجمعه في فاتحة الكتاب، و كل ما في الفاتحة في البسملة، و كل ما في
البسملة في الباء»
تمامی آنچه در عالم هست، در قرآن وجود دارد،
و همۀ قرآن در سورۀ فاتحه جمع شده است و همۀ سوره فاتحه در بسمله است و تمام معنای
بسماللَّه در باء بسم اللَّه است. سپس میفرمايند:
«وَ أَنَا النُّقْطَةُ تَحْتَ الْباءِ»1
و من نقطۀ باء بسم اللَّه هستم.
عارف وقتی به وحدت جمعی قرآن توجه كند،
میگويد:
«وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ
إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»
خدايا! قرآن تو و همۀ آيههای آن، كريم است.
ای خدا! به در خانهات آمدهام، و از تو سؤال میكنم، و تو را به همۀ قرآن و آياتش
قسم میدهم.
درس ولايی
عارف وقتی توجه كند كه اهلبيت، قرآن ناطقند،
چنانكه بسياری از روايات بر داشتنِ «قرآن صامت» و «ناطق دلالت» دارند. قرآن ناطق،
پيغمبر اكرم$ و ائمۀ اطهار( یعنی چهارده معصوماند، و قرآن
صامت، قرآنی است كه در ميان ماست. و همچنين وقتی به اين آيۀ شريف توجه كند كه
میفرمايد:
«وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ
مُرْسَلاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ
عِلْمُ الْكِتابِ»2
ای پيغمبر! كافران میگويند تو رسول و
فرستادۀ خدا نيستی؛ بگو من رسولم؛ و شاهدم خدا، و كسی است كه همۀ علم قرآن نزد
اوست؛ یعنی وجود مبارک اميرالمؤمنين% شاهد رسالت من است.
مییابد که در حقيقت پيغمبراكرم$ اصل، و ديگران فرعاند، بنابر
این، با توجّه میگويد:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ
آيَاتِكَ بِأَكْرَمِهَا»
خدايا! به در خانهات آمدهام، نظرم به قرآن
ناطق است، و تو را به كريمترين آياتت قسم میدهم؛ يعنی به حقيقت احمدی تو را قسم
میدهم.
امّا از سوئی دیگر و در همان وقت، وقتی توجه
كند به اينكه اهلبيت( همگی نور واحدند و از لحاظ علم و فضيلت، يك
حقیقت و یک شخصیّتاند، در اين نظرگاه میگويد:
«وَ كُلُّ آيَاتِكَ كَرِيمَةٌ اللَّهُمَّ
إِنِّي أَسْأَلُكَ بِآيَاتِكَ كُلِّهَا»
خدايا! به در خانهات آمدهام، همۀ آيات تو
كريم است. ای خدا! به در خانهات آمدهام، و تو را به چهارده معصومات قسم میدهم.
نور، هدایت و شفابخشیِ قرآن
قرآن کریم، «نور» است و دل را منوّر میكند،
و «هدايت» است و انسان را به مقصود میرساند و برای دردهای دل «شفا» است:
«قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ
كِتابٌ مُبينٌ»3
شما، از جانب خدا نور و قرآن آشكار نازل شد.
«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً
لِلْمُتَّقينَ»4
قرآن كه هيچ شكّی در آن نيست، متقين را هدايت
میكند.
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ
شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً»5
ما قرآن را نازل كرديم؛ قرآنی كه برای مؤمنين
شفاء و رحمت است. و البته در ادامه تذکّر میدهد که قرآن برای ظالمين، جز خسران و
زيانكاری نمیافزايد.
بنابراين، قرآن نور است و دل را منوّر
میكند، و كتاب هدايت و شفاست؛ اما برای چه كسانی؟ برای كسانی كه دلشان پاك باشد:
«يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ
رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ
بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»6
خداوند سبحان، به وسیلۀ قرآن، انسانی را كه
از او راضی باشد، هدايت كرده و به راههای سلامت میرساند.
لذا اگر نورانيت دل و شفا و رحمت میخواهيد
به قرآن اهميت بدهيد. اگر میخواهيد به مقصود برسيد، قرآن را از ياد نبريد و به هر
اندازه كه میتوانيد قرآن بخوانيد:
«فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»7
مراقب باشيد که لجاجت، عصبيت و صفت رذيله بر
شما حكمفرما نباشد که در اين صورت، آیات نورانیِ قرآن، ديگر برای شما جذابيت و
فايدهای ندارد:
«وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً»
قرآن شریف، جذابيت عجيبی دارد و ناپاكیها و
كدورتها را از بين میبرد. خواندن قرآن برای كسی كه دل پاك داشته باشد بالاترين
لذتها را داراست و به مثابۀ سخن گفتن معشوق با عاشق است، چنانكه دعا و راز و
نياز با پروردگار، گفتوگوی عاشق و معشوق است.
بالاترين لذتها برای عارف، خواندن قرآن است،
زيرا قرآن صحبت كردن خدا با بنده است، و انسان را به مقصود میرساند. پيغمبراکرم$ میفرمودند:
«فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ
الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ
شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ
إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ»8
وقتی كدورتها و فتنههای ظاهری و باطنی،
همچون شب تاريك بر شما هجوم آورد، به قرآن متوسّل شويد. زيرا قرآن است كه فتنهها
و آتش بلا را خاموش میكند و رذايل و مصيبتها را از بين میبرد. قرآن شفاعت
كنندهای است كه شفاعتش پذيرفته میشود، یعنی در اين دنيا برای نوارنيت و دفع بلا،
و در آخرت برای رفتن به بهشت شفاعت میكند، و نفرينكنندهای است كه نفرينش
گيراست. كسی كه به قرآن پشت پا بزند و با قرآن سروكار نداشته باشد، در دنيا به
مصيبت گرفتار میشود، و در آخرت جايگاهش جهنم است: «وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى
الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ».
كسی كه قرآن راهنمای او باشد بهشت او از همين
دنیا شروع میشود تا اینکه سرانجام به بهشت موعود میرسد و هركس كه پشت پا به قرآن
بزند و از آن رویگردان شود، جهنمش از همين دنیا شروع میشود تا بالاخره به جهنم
موعود برسد.
=============================
پينوشتها
[1].
ر.ک: تفسير الصراط المستقيم، ج 3، ص 117؛ الانوار النعمانيه، ج 1، ص 40.
2. الرعد، 43: «و كسانى كه كافر شدند مىگويند: «تو فرستاده
نيستى.» بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه
باشد.»
3. المائده، 15: «قطعاً براى شما از جانب خدا روشنايى و
كتابى روشنگر آمده است.»
4. البقره، 2: «اين است كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ
ترديدى نيست؛ [و] مايه هدايت تقواپيشگان است.»
5. الاسراء، 82: «و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و
رحمت است از قرآن نازل مىكنيم، و[لى] ستمگران را جز زيان نمىافزايد.»
6. المائده، 16: «خدا هر كه را از خشنودى او پيروى كند، به
وسيله آن [كتاب] به راههاى سلامت رهنمون مىشود، و به توفيق خويش، آنان را از
تاريكيها به سوى روشنايى بيرون مىبرد و به راهى راست هدايتشان مىكند.»
7. المزمل، 20: «هر چه از قرآن ميسّر مىشود بخوانيد.»
8.
الکافی، ج 2، ص 599، ح 2.